اي تو کريم و همه عالم گدا
وي به رهت جان دو عالم فدا
از تو جدايي نکنم هيچ گاه
گو که شود بند ز بندم جدا
جاي تو باشد به بقيع دلم
کز نفسم سر زده بوي خدا
پاسخ حق گشته جواب کسي
کز دل بشکسته تو را زد صدا
آدم اگر احسن خلق آمده
عاشق حسن تو شد از ابتدا
عشق تو مارا شده فلک نجات
مهر تو مارا ست چراغ هدا
راه بقيعت به سويم باز کن
زنگ غم از سينه تنگم زدا
**
خار رهم جاه رفيعم بده
راه به گلزار بقيعم بده
**
کاش شبي شمع مزارت شوم
نور فشان در شب تارت شوم
تو گل بي خاري و بگزار من
گرد تو بنشينم و خارت شوم
صبر و قرارم برُبا تا مگر
عاشق بي صبر و قرارت شوم
يا گذرم از حرمت چون نسيم
يا که شوم اشک و نثارت شوم
روي نهم بر روي خاک بقيع
اشک فشان گرد مزارت شوم
سوز به تا که ز سر تا به پا
سوخته از شعله نارت شوم
**
خار رهم جاه رفيعم بده
راه به گلزار بقيعم بده



