عزیزان، تا برادر عزیزمون جناب آقای صادق آهنگران تشریف می آورند، همه با هم از ته قلب امشب ندای یا حسین سر دهیم به امید روزی که به همین زودی ها انشاء الله کنار قبر شش گوشش عرض ادب کنیم همه با هم ده مرتبه یا حسین.
بسم الله الرحمن الرحیم
بتاب ای ماه تا اختر فشانی های من بینی برآی ای لاله تا آتش به جانیهای من بینی
حسین من رسیده کاروانت از سفر بر خیز که احوال من و هم کاروانی های من بینی
زبانحال زینب است.شب اربعین است بیاد رزمندگان در سنگر
حسین من رسیده کاروانت از سفر بر خیز که احوال من و هم کاروانی های من بینی
منم زینب که می آیم ز ماموریتی عظما
یا زهرا.تقاضا می کنیم از مسئول چراغها،شب اربعین است چراغها را خاموش کنند.
منم زینب که می آیم ز ماموریتی عظما ببین تا حال من از نا توانی های من بینی
(حسین) به هر گامی شهادت آمد و شرمنده شد ازمن بپرس از دخترت تا جانفشانی های من بینی
(حسین) به طفلانت نه تنها جای مادر بل پدر بودم
زبانحال دلخسته خواهریست با برادری چون حسین
به طفلانت نه تنها جای مادر بل پدر بودم به گلهایت نگر تا باغبانی های من بینی
حجاب کودکانت می شدم وقت کتک خوردن
زینب بر سر قبر حسین است.خاطره ها به یادش میاد.که بعد از اینکه از گودال قتلگاه به سوی کوفه روان شد چه گذشت.در کوفه چه گذشت.با مردم کوفه چه گذشت.راه کوفه تا شام بر او چه گذشت درد دل می کند با حسینش.
حجاب کودکانت می شدم وقت کتک خوردن که نیلی پیکرم از مهربانی های من بینی
(حسینم) فراز نی تو قرآن خواندی و من دیدم اما تو کجا بودی برادر خطبه خوانی های من بینی
(حسین من)به پاس قهرمانیها، به تن دارم نشانیها نبودی تا در این ره قهرمانیهای من بینی
اگر نا محرمی اینجا نبود ای محرم زینب
یا زهرا حسین حسین حسین
اگر نا محرمی اینجا نبود ای محرم زینب نشان می دادمت تا آن نشانیهای من بینی
عزایت را بپا کردم درون مجلس دشمن نبودی قدرت کیفر ستانیهای من بینی
موید را سخن با محتشم باشد که می گوید ببین از خلد تا معجز بیانیهای من بینی
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
به راه کوفه تا به شام، به راه کوفه تا به شام جام بلا چشیده است، حسین عزیز فاطمه
دار و ندار قافله به راه حق فدا شده به کودکان خسته دل جفا ز اشقیا شده
صدای زنگ کاروان فغان و ناله ها شده به تازه غنچه ها ببین باد خزان وزیدهع است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
بیامده است و زینبت به دیدنت ز راه دور تا که بریزد اشک غم ناله کنان بر این قبور
ز صبر و استقامتش ناله کند سنگ صبور به راه کوفه تا به شام جام بلا چشیده است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
شبی به شهر شام غم خرابه گشته منزلم سه ساله دخترت حسین نهاده داغ بر دلم
سر بریده ی تو شد به شب چراغ محفلم در آن خرابه دخترت به خاک آرمیده است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
ز بعد مرگت ای اخا سوی سفر روان شدم در اجتماع کوفیان نشان مردمان شدم
سرت به پیش روی من ز دیده خون فشان شدم چنین مصیبتی عظیم زمان به خود ندیده است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
تو دیده ای به شهر شام ایا حسین تشنه کام هلهله می زدند و کف به کوچه ها ز روی بام
ولی فغان زینبت حماسه بود و انتقام به روی نیزه از سرت خون خدا چکیده است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
درون مجلس یزید میان جمع خیره سر دیده حریم اطهرت سرت میان طشت زر
سکینه ات ز سوز دل بزد به سینه و به سر ز شامیان بی وفا زخم زبان شنیده است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
رسالتی به عهده ام نهاده چون قیام تو به پیروی ز نهضت و شهادت و مرام تو
ببین به مردم زمان رسانده ام پیام تو طنین خطبه ی مرا همه جهان شنیده است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
ایا عزیز مصطفی به پیروان قافله نظر نما ز مرحمت به سر رسیده حوصله
به صحن و بارگاه تو دگر نمانده فاصله بسیجی مسافرت ز هستیش بریده است
حسین عزیز فاطمه
قافله ای رسیده است(2) رنج سفر کشیده است حسین عزیز فاطمه
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
تو شمع و من پروانه ام تو شمع و من پروانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
از غیر تو بیگانه ام از غیر تو بیگانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من سائل این خانه ام من سائل این خانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
ای جان و ای جانانه ام ای جان و ای جانانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
نالم چو نی از یاد نینوایت مردم در آرزوی کربلایت
جانان من این جان من فدایت گاهی نگاهی کن سوی گدایت
من سائل این خانه ام من سائل این خانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
با مهر تو سرشته شد گل من تنها تویی از عمر حاصل من
هجران کربلاست مشکل من تا آشنا شد با غمت دل من
از غیر تو بیگانه ام از غیر تو بیگانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
تو نور چشم جمله کائناتی چراغ راه و کشتی نجاتی
با آنکه لب تشنه لب فراتی تو ساقی و سرچشمه ی حیاتی
پر کن یکی پیمانه ام پر کن یکی پیمانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
از قتلگه آمد چو خواهر تو در خون شناور دید پیکر تو
گفتا بمیرد آه خواهر تو کو قاسم و عباس و اکبر تو
ای جان و ای جانانه ام ای جان و ای جانانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
من عاشق و دیوانه ام من عاشق و دیوانه ام ای حسین جانم ای حسین جانم
ای بی کفن حسین وای
دور از وطن حسین وای
کو اصغرت حسین وای
کو اکبرت حسین وای
کو قاسمت حسین وای
کو عباس حسین وای
حسین وای حسین وای

