دل پر از شور و نوا شد شب ميلاد حسين عقدهاي داشت كه واشد شب ميلاد حسين
پيش خورشيد رخش آينه تا ديده گشود ماه انگشت نما شد شب ميلاد حسين
«حجرالاسود» خال لب او را چون ديد «مروه» همدوش «صفا» شد شب ميلاد حسين
به فروغ ابديت، به جمالش سوگند عشق روشنگر ما شد شب ميلاد حسين
قدسيان جشن گرفتند به آئين و سرور گل به دامان صبا شد شب ميلاد حسين
به سرافرازي سالار جوانان بهشت خيمه عشق بپاشد شب ميلاد حسين
رفت قنداقه او تا به سوي عالم قدس عرش محراب دعا شد شب ميلاد حسين
هجرت از مكه اگر مبدأ تاريخ شدهست مبدأ عشق و صفا شد شب ميلاد حسين
خضر گويند به سوداي عقيق لب او تشنه آب بقا شد شب ميلاد حسين
روي گلبرگ شقايق پر پروانه نوشت شبقدر شهدا شد شب ميلاد حسين
به تمناي حضورش، به هواي حرمش دلم از سينه جدا شد شب ميلاد حسين
چه مبارك سحري بود كه دامان «شفق» رنگ از عشق خدا شد شب ميلاد حسين
شاعر: محمد جواد غفور زاده «شفق»

