سرور آزادگان فرمود در کرب و بلا
آمدم تا سر نهم در راه میثاق خدا
این بود آیین من راه و رسم دین من
من با ستمگر سازش ندارم در راه مکتب جان می سپارم
========================
من حسین تشنه کامم جان نثار دین کنم
رو به معراج شرف با چهره ی خونین کنم
گلشن اسلام رامی دهم با خون صفا
جانباز اسلام سرباز دینم رزمندگان را شورآفرینم
========================
در ره قرآن و ایمان کشته گشتن باک نیست
اولیا را خوف و بیم از مردم ناپاک نیست
گر حسین گردد شهید می شود رسوا یزید
هر چند قتلم جانسوز گردد خونم به شمشیر پیروز گردد
========================
غم ندارم گر شود در راه حق رأسم جدا
یا شود صدپاره جسمم در نبرد کربلا
راه من راه خداست خط سرخ انبیاست
اسلام دین شور و قیام است بر هر مجاهد از من سلام است
========================
پاره پاره گر شوم از تیرخشم دشمنان
بهتر از خواری و ذلت زیر بار ظالمان
من عدالت گسترم من مجاهدپرورم
قربان نمایم در ره ایمان اطفال معصوم با نوجوانان
========================
روز عاشورا گذارم با وضوی خون نماز
غرقه در خون سر نهم در پیشگاه بی نیاز
کای خدای دادگر بر حسین فرما نظر
بودم وفادار بر عهد و پیمان هستی گواهم ای حی سبحان
========================
خیزد از هر قطره ی خون شهیدی این ندا
روز عاشورا بود هر روز و هر جا کربلا
از گلوی هر شهید صوت آزادی دمید
اسلام دین آزادگان است راه نجات مستضعفانست
========================
گر شود با خون من آیین جدم پابجا
بهر قتل من شوید آماده ای شمشیرها
من ضمیر کوثرم نوگل پیغمبرم
اندر عزایم با قلب سوزان عالم بریزد خون از دو چشمان
========================
در نبرد حق و باطل هر که جان قربان کند
با نثار خون خود کاخ ستم ویران کند
او بود یار حسین هست از انصار حسین
راه حسین است این راه خونبار از جان گذشتن با عشق و ایثار
========================
ای شهید کربلا آموزگار انقلاب
خون پاکت ساخت رنگین لاله زار انقلاب
کل یوم عاشورا کل ارض کربلا
در هر محرم خون زند جوش هرگر نگردد یادت فراموش
========================
ای خداوند کریم ای کردگار دادگر
رهبر ما را مصون فرما ز هر رنج و خطر
بر امام ما نما عمر طولانی عطا
اندر عزای سلطان ابرار معلمی گفت با چشم خونبار
شاعر: حاج حبیب الله معلمی

