فرهنگی-مذهبی
 

http://www.aftabnews.ir/images/docs/000090/n00090279-b.jpgفاطمه خاتمي خواهر محمد خاتمي كه يكي از سران فتنه بشمار ميرود، جلسات سياسي و سخنراني خود عليه نظام را تحت پوشش شرح دعاي مكارم الاخلاق در اردكان شروع كرده است.

با توجه به گزارشات مردمي و نگراني خواهران مومن محله جنت آباد اردكان از حضور فاطمه خاتمي در تكيه اعظم ميدان هفت حوض ، شنيده ها حاكيست وي با داشتن قريب به 75 سال سن و عدم سواد قابل توجه علمي و ديني ، علي الظاهر به تفسير و شرح دعاي مكارم الاخلاق مي پردازد وليكن  به نظام و رهبري و نيروهاي امنيتي تاخته و از جريان فتنه سبز و زندانيان سياسي بشدت دفاع ميكند.

وي مانند يك بلندگوي داخلي جريان منافقين و شبكه هاي ضد انقلابي voa و bbc و صداي امريكا، در فضاي اين تكيه حسيني ، بشدت از عملكرد نظام در برخورد با جريان ضد اسلامي انقلابي فتنه سبز انتقاد كرده و و نظام شاهنشاهي را با نظام مقدس جمهوري اسلامي مقايسه كرده است.

پرداختن به آويزه هاي نخ نما شده همچون گراني هاي كمر شكن و سياهنمايي عليه خدمات دولت مكتبي احمدي نژاد از ديگر سخنان وي ميباشد.

وي در جايي ديگر از سخنان خود به دستگيري و بازداشت بيشمار و فله اي  فرزندان انقلاب و امام و ياران برادر خود و ميرحسين موسوي اشاره كرده و از قوه قضاييه و نيروهاي فداكار و مخلص انتظامي و امنيتي بشدت انتقاد و آنان را محصول والدين بي نماز و لا ابلي دانسته است.

لازم به ذكر هست ، هيات امناء و دست اندركاران تكيه اعظم ميدان هفت حوض ، سابقه خوب انقلابي ندارند و مدتهاست كه اين تكيه در عوض پرداختن به كارهاي فرهنگي و عبادي و مذهبي به پاتوق ضدانقلاب اردكان و هجمه و تئوري پردازي جهت سركوب انقلابيون اردكان تبديل شده است و درصورت عدم پيگيري و تعطيلي جلسات فتنه در اين محل ، به ذكر نام و سوابق دست اندركاران اين هيات خواهيم پرداخت.

در انتخابات سال 84 هم فاطمه خاتمي بارها از تريبون مساجد گفته بود كه حضرت ابوالفضل را در خواب ديده كه گفته به پسرم دكتر مصطفي معين راي بدهيد. البته گافهاي مضحك  زياد وي در بين عوام و خواص اردكان شهرت دارد  و مردم اين شهر  رفتار  وي را به جهت بيسوادي و مضحك بودن به  كروبي تشبيه ميكنند.


يادآور ميشويم كه گروهكهاي الحادي و التقاطي و ضدانقلاب هم با تفسير غلط قرآن و ادعيه به تاخت و تاز و حمله عليه نظام مقدس و امام و رهبري مي پرداختند ، به حدي كه از دل انها گروهكهاي تروريستي مثل فرقان و مجاهدين خلق و.... بيرون آمد.


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۴ توسط ابوعمار حسین زاده
اکبر هاشمی رفسنجانی  در سال 87 در حاشیه  کنفرانس بین المللی گفت وگوی اسلامی ، با ملک عبدالله(پادشاه عربستان) و شیخ عبدالعزیز بن عبدالله آل شیخ (مفتی کل عربستان) دیداری  داشته است.

به گزارش خبرنگار عصرامروز ، در این دیدار  صمیمی که در محل اقامت پادشاه عربستان سعودي در كاخ صفا برگزار شده بود ، هاشمی رفسنجانی به گفتگو با مفتی اعظم وهابیت که بارها فتواهای بدعت آمیز علیه شیعیان مطرح کرده است ،پرداخته بود .

 

شایان ذکر است مفتی وهابی های سعودی در آستانه عاشورای حسینی امسال ، اظهارات سخیفی را علیه عزاداری برای امام حسین (ع) مطرح کرد.

به گزارش عصرامروز ، شیخ "عبدالعزیز آل الشیخ" مفتی اعظم حاکمان وهابی سعودی، در جدیدترین فتوای خود مدعی شد که عزاداری برای امام حسین(ع) شرعاً جایز نیست.

او در سخنرانی  خود، بدون ذکر نام شیعیان گفت که اقداماتی که برخی از مدعیان و منتسبان به اسلام انجام می دهند، جایز نیست و اسلام از آن بیزار است!

وی بدون اشاره به آن دسته از روايات اهل سنت که بر حزن و گريه پيامبر(ص) بر مصيبت امام حسين(ع) اشاره صريح دارد؛ گریه و عزاداری برای امام حسین(ع) را نامشروع خواند و مدعی شد که تنها اقدام پسندیده ای که برای روزهای تاسوعا و عاشورا قرار داده شده است، روزه گرفتن است!

این در حالی است که روزه گرفتن بر اساس شریعت اسلام در روز عاشورا کراهت شديد دارد زيرا قاتلان اموي امام(ع)، براي تبرک جويي، اين روز را روزه مي گرفته اند که بدعت به شمار مي آيد.

وهابیت سعودی، بر خلاف روال معمول در میان اهل سنت که احترام زیادی برای روز عاشورا قائل هستند و بر اساس محبتی که به اهل بیت(ع) دارند مانند شيعيان، این روز را در غم و اندوه سپری می کنند، در اقدامی ضد اسلامی، عاشورا را از اعیاد خود بر شمرده و روزه گرفتن در این روز را مستحب اعلام مي کند.

این مفتی وهابی در اظهارات سخیف خود مدعی شد که عزاداری برای امام حسین و اهل بیت علیهم السلام، مخالف شرع الهی و رفتار کسانی است که بر اساس جاهلیت رفتار می کردند!

این اظهارات فتنه انگیز در شرایطی مطرح می شود که خشم عمومی مفتی های وهابی که شاخه معنوی استبداد سعودی در عربستان را شکل می دهد، علیه خیزش های مردمی در مناطق شیعه نشین به اوج خود رسیده است، اقلیت وهابی در عربستان سعودی که سقوط خود را با انقلاب کنونی در عربستان نزدیک می بیند، با هر بهانه ای سعی دارد تا سنی های این کشور را به جان شیعه ها انداخته و آنها از دریافتن ماهیت استعماری که وهابیت علیه آنها اعمال می کند، منحرف سازند.

چندی پیش نیز شیخ الحذیفی، امام جماعت مسجد النبی(ص) اظهارات تندی را علیه شیعیان مطرح کرده و مدعی شده بود که شیعیان عربستان، اصالت این کشور را ندارند و باید به عراق کوچ داده شوند.

وی پیش تر نیز ادعاهایی را درباره واقعه عاشورا مطرح کرده و بیعت با یزید را بیعتی مشروع تلقی کرده بود و امام حسین(ع) را به علت امتناع از بیعت با این فرد فاسق، (معاذالله) خطاکار برشمرده بود!

الحذيفي همچنين، وجود امام عصر(عج) را انکار کرده و مهدويت را ساخته و پرداخته شيعيان خوانده بود.

اين در حالي است که تمامي مذاهب اهل سنت نيز به مهدويت اعتقاد دارند و آن را جزء مسائل اساسي دين مي دانند.

با این داستانهایی که اکبر بوجود آورده باید به او گفت که:

ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می بری و زحمت ما می داری


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ توسط ابوعمار حسین زاده
اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

لااله الاالله و لا نعبد الا اياه مخلصين له الدين و لوكره المشركون


اين ذكري است كه در ماه شعبان هزارمرتبه بايد گفته شود و بنده از آن دوران كودكي كهبه نمازمرحوم والد مي رفتم، مي ديدم كه تقسيم كرده بودند كه بعد از هر نمازي هفت مرتبه مي گفتند كه عدد برسد به هزار يك مقدار بالاتر. و همينجور در ماه رجب دعاي يا من ارجوه لكل خير و أمن سخطه عند كل شر به قول رفيق ما كه شهيد شد، روحش شاد روحاني ارزنده اي بود كه مي گفت اين دعا هم از دعاهاي شانس دار است. براي اينكه معمولاً مي خوانند در نمازها اما به شما عرض كنم كه بنده متولد 1316 هستم و مقيد بوده ام به عنوان يك مسلمان كه اين دعاهاي مختصر و كوتاه كه به آن عنايت بوده است و سيره مسلمين و شيعيان بر آوردنش بوده است، بخوانم اما براي شما عرض مي كنم كه تنها سالي كه من موفق به خواندن نه لااله الا الله و نه "يا من ارجوه" نشدم، امسال بود.


1325 را من ياد دارم كه به اصفهان بودم و فوت مرحوم آيت الله سيد حسن اصفهاني و درگيري‌هاي قوام و مصدق و درگيري‌هاي بعد تا حتي دستيگري امام سلام الله عليه اما هيچگاه چنين حالتي براي بنده پيش نيامد حتي شهيد كردن عزيزاني كه در دوره هاي مختلفي در رژيم به شهادت رسيدند، همچون نيك نژاد، صفارهرندي، اماني‌ها و ديگران و فشارهايي كه مي آمد فراوان، حتي فشارهايي كه طاقت فرسا بود اما در عين حال مطمئن بوديم كه اين فشارها نتيجه خوبي خواهد داد كه چون به هرحال مسئولين نظام فكري خواهند كرد و جلوي فشارها را خواند گرفت و ما هم گاه و بي‌گاه به آنها تذكر مي داديم و تا حدي هم عمل مي شد. اما امسال هيچ نتوانستم بخوانم، نمي دانم كه شماها موفق شديد يا نشديد اين فشاري است كه مسائل روز براي بنده آورده است.

به عنوان يك مسلمان، به عنوان يكي كه از 1334 تقريباً خدمت امام امت بودم تا آخر زندگي امام را خودتان مطالعه كنيد، از دروغگويان و دروغ پردازان نگيريد، از كساني كه امام را براي منافع خودشان مي خواهند، نگيريد، خودتان مطالعه كنيد. برداريد صحيفه امام را مطالعه كنيد، كامل تر از صحيفه نور است يا صحيفه نور را مطالعه كنيد. دوستان امام را ببينيد كه به كجا رفتند؟ يكي پس از ديگري شهيد شدند و به شهادت رسيدند، امروز هم عده اي ديگر از آنها كه در رأس نظام بودند، زندان هستند كه مي گويند مي خواستند رژيم را يا نظام را عوض كنند. آيا باور كردني است؟ آيا اين عزيزان كه هركدامشان كه از نظر خانوادگي داراي خصوصيت خاصي هستند، من نمي خواهم يكي يكي اسم ببرم. خانواده هايي متدين متعهد، آيا جناب آقاي مهندس موسوي كه من 25 سال او را مي شناسم، خودش را خانواده اش را نياكانش را مي شناسم، همه خصوصيات زندگي ايشان را مي شناسم، تصميم داشت كه رژيم را به هم بزند؟ او تصميم داشت كه مردم را كف خيابان‌ها به خاك و خون آغشته كند؟ او تصميم داشت اموال مردم را به يغما ببرد؟ او تصميم داشت مغازه ها را بشكند؟ او تصميم داشت از بالا يك جاهايي گلوله بزنند و قلب مردم را نشانه بروند؟ من به شما عرض كنم در اين نظام مهندس موسوي از نظر تدين و تعهد يا بي نظير است يا كم نظير (صلوات حضار) من به شما عرض كنم مهندس موسوي در طول اين ساليان نمي خواستم عرض كنم اما چون مرا تحت تأثير احساسات قرار دادند دوستان مجبور شدم اين جمله را بگويم مهندس موسوي در زمان امام سلام الله عليه مقلد امام بود و وجوهاتش را به وسيله شيخ حسن صانعي اخوي بنده مي داد خدمت امام.

آن صانعي كه شما صحيفه نور را برداريد و نگاه كنيد و ببينيد درباره او چه فرموده امام و چه گفته امام؟ نگاه نكرديد ولي برويد مطالعه كنيد به وسيله او وجوهاتش را مي داد خدمت امام. از بعد رحلت امام خودش و خانواده اش و دخترانش و قوم و خويشانش هرسال يك بار جناب آقاي موسوي از تهران مي آمد قم، وجوهاتش را مثلاً 50 هزار تومان 100هزار تومان و... هيچ بحث رياستي هم در كار نبود، عوامفريبي و كلك نبود، چون تازه بنده را نمي توانند كه كلك بزنند. بنده هم سه پشتم آخوند است، هم خودم يك معتقداتي دارم، امام مي فرمود روحاني برجسته است. آن وقت هم زمينه كلك نبود مي آمد وجوهاتش را مي داد، پيكانش را سوار مي شد و برمي گشت. بحث 50 هزار تومان و 100هزارتومان نيست، بحث عقيده است، بحث اعتقاد است. و هربار كه مي آمد، درسي به بنده مي داد از نظر سياست حتي گاهي من اطلاعيه مي دادم ايشان در تهران به وسيله كسي پيغام مي داد كه فلاني اين جمله اطلاعيه شما انسب اين بود كه تغيير پيدا كند. شما برويد پدرش را ببينيد.


روحانيون عزيز متفكرين الحمدالله كم و زياد به عربي آشنا هستيد، برداريد اين كتاب ابحدود و تعزيرات فقهي ما را بخوانيد هيچكس حق ندارد مجرمي را عذاب مضاعف كند. برداريد بخوانيد در باب جهاد يا حدود اسيري كه فردا بناست اعدام شود، بايد آب بهش داد، غذا به او داد، اگر جرمي كه مرتكب جرمي شده است كه حد دارد، مريض است، نمي شود در حال مريضي او را حد زد. اميرالمومنين سلام الله عليه فرمودند هنگام تجريد و حبس و تحديد و تخويف اقرار معتبر نيست. تجريد يعني قطع ارتباط يك نفر با خارج. اقراري كه از كسي سر بزند كه من اينجا عرض مي كنم ارتباط با خارج ندارد، نه روزنامه دارد، نه راديو نه ملاقات اين به فرموده اميرالمومنين كه ما دم از او مي زنيم و معمولاً براي منافع‌امان از او استفاده مي كنيم، او مي فرمايد اين اقرار محترم نيست، اين اقرار هيچ ارزشي ندارد. حبسش كنار، تخويف و تحديدش كنار، تجريد نه اينكه لباسش را درآورند اين كه برمي گردد به تخويف و تحديد، تجريد يعني تخليه اطلاعاتي و قطع او از خارج و يا تمام روحيه اش يكدفعه عوض بشود. (بر خلاف ادعای صانعی آقایان ابطحی در سوئیت‌هایی نگهداری می‌شوند که مجهز به رادیو و تلویزیون است و روزنامه نیز در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند که این مسئله را خانواده‌های این دو نفر نیز تأیید کرده‌اند.)


خوب اين كار يك كار خوبي است همه روحيه ها را اينگونه مي شود عوض كرد ما اصلاً احتياجي به تبليغ و هدايت نداريم كه ناراحتي نداريم كه من امروز چند خطر را به شما هشدار مي دهم و نه تنها خطر راه را هم عرض مي كنم. خطر اول امام زدايي با اعمال با گتفار و رفتار و امروز مي بينيد كه برخي در خارجند و از اوضاع ما اطلاع ندارند حالا يا مقصر يا غير مقصر مي بينيد بعضي اشكال را به ديگران سرايت دهند از آنها به امام هم سرايت مي دهند . اين كمال بي انصافي است. آنجايي كه ديديد كه سخنگويان سراغ امام مي روند برويد زندگي امام را مطالعه كنيد ببينيد امام چگونه بود با اين همه اعمال ناروا به نام قانون اساسي به نام اسلام، ما چه مي كنيم با امام؟ جوانان اين كه الآن در حال انجام است ضد رفتار و اعمال امام است امام در آن پيام هشت ماده اي فرمودند كه اگر وارد جرمي شديد و چيز ديگري ديد حق گزارش ندارد من نديدم اما شنيدم در مشهد كه بودم گفتند يك كسي اظهارنظر كرده است گفته بله رفتيم فلان جا آنجا كتاب‌هاي ناجور بود و ما كتاب‌هاي ناجور را آورديم. اول اينكه تو حق نداري كتاب ناجور و جور را تشخيص بدهي به توچه ارتباطي دارد به قدرتت نناز. ما اين‌قدر از اين قدرت‌ها ديديم ذليل شدند گريه مي كردند بعد آقازاده آيت الله شهيد بهشتي قدس الله فرمودند كه اينها كتابهاي پدرم بود آورده بودند اينجا گذاشته بودم آنجا حالا شده كتاب ضاله كه بايد جمعش كرد. به توچه كه جمعش كني؟‌ مگر تو را فرستادند كتب ضاله را جمع كني بعد هم با كمال قدرت اینجوري، بعد هم دعوا سر لحاف ملانصرالدين است اينهمه كشته شدند و به خاك و خون آغشته شدند آن يكي مي گويد من نبودم رفيقم بود.


داستاني بود كه مي گفتند من نبودم رفيقم بود قصه اي بود كه 9 ربيع ما بازي مي كرديم انجام مي دادند اين خلاف فرموده امام است. امام فرمود ميزان رأي ملت است. يكي از مسئولين كه در درجه اول واسطه بود از يك جايي آمده بود خودش رده دوم و سوم بود گفتم ابطال كنيد انتخابات را، آسمان كه به زمين نمي آيد گره اي را كه مي شود با دست باز كرد، خيلي راحت ابطال كنيد دوباره انتخابات را شروع كنيد با يك شرايط خاصي. او گفت نه تقلب نبوده است. گفتم تقلب نبوده كه يك كسي گفت من هفتاد دليل مي آورم كه در حوض آب نيست يكي ديگه گفت من يك دليل مي آورم كه در حوض آب هست بغلش كرد پرتش كرد در حوض. گفت حالا آب هست يا نيست. حالا كار را به جايي رساندند كه الآن ابطال انتخابات نتيجه به حال آن افراد نخواهد داد. هرچه قدر فشار بيشتر بشود، آگاهي زيادتر مي شود، تنفر بيشتر مي شود و من نمي د انم چه عاملي سبب اين كار شده است، من ماندم در آن. شما مي دانيد كه براي نام امام سلام الله عليه برخي جاها يك صلوات مي فرستند اين خرد كردن امام است. نبايد امام را خرد كرد. شما يادتان باشد هرجا اسم امام آمد بلند و خيلي قوي 3 صلوات بفرستيد. اين از صد فشنگي كه مي خواهند در خيابان بزنند به قلب مردم براي آنهايي كه مي خواهند امام را خرد كنند تا خودشان مهم شوند، بدتراست. در خانه ها عكس امام را بگذاريد، در مغازه ها بگذاريد، در مساجد منبر مي رويد، 3 صلوات با خون شهيد بهشتي ها و مطهري ها و صدها هزار شهيد ديگر. سفره پهن شده را همه مي توانيم دنبالش را بگيريم. وقتي سفره گسترانيده شد همه مي شويم انقلابي اما به ياد آن روزي كه امام را مي خواستند دستگير كنند اواخر سنه 41 بود، جواني بوديم جهرم من وعده داشتم براي منبر رفتن آخوندها مي دانند چه شيعه و چه سني دعوت ماه رمضان يعني زندگي. ولي حالا ديگر يك جور ديگر شده است. اما آن‌وقت مردم اداره مي كردند روحانيت شيعه و سني را.


يك شخصي بود در قم، محترم بود اسمش را نمي خواهم ببرم. آن هم در رابطه با نظام حكومت بود در رابطه با امام. خبر داد به امام كه مي خواهند امشب شما را بگيرند، ما يك جواني بوديم، 7، 8 نفري بوديم در بيروني خانه امام خوابيده بوديم كه وقتي مي خواستند بيايند امام را بگيرند، نگذاريم امام را بگيرند. بيش از اين اطلاع نداشتيم. يك شب امام وقتي آمد دید ما آنجا هستيم فرمود شما اينجا چه مي كنيد؟‌ گفتيم ما آمديم جان شما را حفظ كنيم. امام يك لبخندي زد، منتهي تخطئه نكرد. امام بنا نداشت تخطئه كند. شما ببينيد امام تمام آن‌هايي كه در طول انقلاب زحمت كشيده بودند، در نهضت از بعضي‌هاشان هم ناراحت بود ولي در عين حال نگهشان مي داشت، نمي گذاشت له شوند. من اسم نمي خواهم ببرم. داستان خود بنده را نمي دانم گفتند يا نه. اين امام است و اين چيزي است كه براي آن مردم خون دادند. آقاي اخوي نقل مي كرد كه وقتي امام مي خواست سمت دادستاني را به شما بدهند، من رفتم خدمت امام سلام الله عليه گفتم كه شما مي دانيد در حكومت‌ها يك كسي مي آيد در حكومت به هرحال لجن مال مي شود مي رود بيرون. نمي گذارند سالم بماند تهمت و افترا بهش مي زنند. امام فرمود كه من او را مي شناسم من او را مي شناسم. اين تعبير من است كه به بار مي گويم ايشان يكبار بيشتر نفرمود. آقاي اخوي مي فرمود كه من چند قدم دور شدم حالا مقايسه كنيد امام را و كساني كه مي خواهد سركارشان بيايد و ارتباطشان را با دوستانش فرمود آقاي صانعي برگرد يعني چي برگرد؟ من برگشتم. فرمود آقاي صانعي اما شما را قبل از اخوي شناختم تحليل اخوي اين بود كه وقتي گفته شما را شناختم امام احساس كرد با آن لطافت روحش احساس كردم كه مرا خوب نمي شناسد لذا فرمود برگرد. اين زمان نصب آن هم زمان استعفا.


حكومت اسلامي حداقل بايد با آنهايي كه زحمت كشيدند، خوب رفتار كند اين كلاس اول سياست است. منتهي چه كنيم خدا عقلشان را گرفته است. الحمدالله الذي جعل اعدائنا من الحمقا، كلاس اول سياست است. احترام اطرافيانتان را نگه داريد اينهايي كه 30 سال در نظام زحمت كشيدند، نگهشان داريد. گرهي را كه مي شود با دست باز كنيد با دندان باز نكنيد يادتان باشد نگذاريد امام زدايي شود. اگر يك جايي رفتيد و يك كسي از امام سخني نگفت بعد كه پايين آمد به او بگوييد شما از امام سخني نگفتيد، اگر فردا شب رفتيد و گفت چه بهتر اگر فردا شب هم نگفت شما با او ارتباطتان را قطع كنيد. البته روحانيون وابسته به مردم و الا غيروابسته كه كاری به مردم ندارد. باز يادتان باشد همه اهل قلم و نويسندگان تعبجم وقتي كه حرفي مي زنم عمل نمي شود. آقاي مرواريد كه يكي از اركان نهضت بود مي فرمود من لرزاده منبر مي رفتم سي شب هر شب مي گفتم چايي مرا كمرنگ تر بياييد هر شب پررنگ مي آوردند حتي شبهاي آخر. من به عدد سلول‌هاي بدنم گفتم امام مگر نمي گوييد ويژگي دارد بزرگاني كه سخنراني كرديد بسيار سخنرانيهايتان عالي بود يكي از يكي بهتر، حالا من حافظه ام ضعيف است يادم رفته است. چرا به امام مي گوييد رحمت الله عليه بگوييد سلام الله عليه خوب اين قرآن است "خُذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها وصل عليهم ان صلواتك سكن لهم"، يعني بگو صلي الله عليه حالا ما از سلام الله عليه گفتن باك داريم رحمت الله گفتن در همان مسير گاهي قرار مي گيرد نمي خواهم بگويم قرار گرفته است. اين يك جهت.


دو؛ ما موظفيم هر رسانه اي كه دروغ مي گويد و خلاف مي گويد خودمان را به آن رسانه ها وابسته نكنيم. روزنامه اي دروغ مي گويد راديويي دروغ مي گويد تلويزيون دروغ مي گويد بنده منبري دروغ مي گويم بنده روحاني دروغ مي گويم خودمان را به او وابسته نكنيم حداقل گوش به حرفهايش ندهيم كه مباد تحت تأثير قرار بگيريم. مخصوصاً اعمال ماه مبارك رمضان مي رسد اطمنيان است به آن حرفهاي رسانه هاي دروغ؟ فردا پنجم ماه پس فردا ششم است و اول ماه است. رسانه اي كه صدها نفر را گرفتار بند مي كند افتخار مي كند ما اينها را آورديم. با توهين و تحقير اين است اسلام؟ بازجويي مي خواهيد بكنيد چرا تحقير چرا يك لباس خاص؟ چرا با يك وضع خاص؟ اينها اسلام است اگر اسلام است بحثي نيست. باور نكنيد و براي حقوق مردم برويد مظلوميت ها را بيابيد مظلوم تر كدام است. در حقوق الله، تحقيق لازم نيست. اما در حقوق الناس تحقيق لازم است برويد هرجايي كه مظلوميت مردم را بيان مي كنند برويد آنجا را گوش كنيد با خبر شويد چه بر سر مردم مي گذرد و چه بر سر افراد مي گذرد شما خواهيد گفت كه فايده دارد فايده اش تنفر است. تنفر خطرناك است باري هر حكومتي. اولين خطر اين است كه بايد باج دهد هرچه حكومت بيشتر مردم متنفر مي شوند بيشتر بايد باج دهد البته يك جا تنفر زياد مي شود ديگر باج ندارند بدهند همه چيز را دادند نفت را دادند گاز را دادند ثروت هاي معنوي را داند ديگر چيزي ندارند المفلس في سبيل الله ديگر چيزي ندارند آنجاست كه آن حكومت مستبد ظالم نقشه ديگر مي كشد. تنفر خيلي خطرناك است براي حكومت ها، عزيزان من مأيوس نشويد آگاهي دهيد با زبان لين و نرم. پس توجه به رسانه هاي دروغگو خلاف قرآن است ان جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا حالا مي گويند اين مال غرب بوده است حالا چون اين روزنامه و راديو اسلامي است نه نمي شود. چي چي اين اسلامي است اسلام كه دروغ ندارد اسلام كه خلاف ندارد اين هم مطلب دوم.


مطلب سوم خطر سوم گرفتار اسير فكري نشويد. امروز تمام تلاش جنايتكاران براي اين است كه مردم را ناآگاه نگه دارند فلذا از كوچكترين آگاهي مي ترسند. از اينكه يك نفر با يك نفر تماس بگيرد مي ترسند. از گورستان مي ترسند مگر گورستان هم ترس دارد؟ البته شب‌ها آدم مي ترسد از گورستان ولي روز كه نبايد ترسيد. گورستان بانك هست آتش بزنند مغازه هاي مردم است آتش بزنند. با ترس كه قضيه حل نمي شود خوب آمده سر قبر مرده اش حالا شهيد شده است خوب دستتان درد نكند اقلاً بذاريد برايش فاتحه بخوانم.


در سابق، از مرده ها به نفع كثرت خودشان استفاده مي كردند مي خواستند بگويند كثرت ما زياد است طايفه ما زياد است. الهیكم التكاثر حتي زرتم المقابر كوپن من يادم است 1324 كوپن كه مي دادند شناسنامه مرده هايشان را مي آوردند كوپن مي گرفتند. اما اين را ديگر نديده بوديم كه از مرده و قبرستان هم بترسند. چه ترسي دارد بله شب آدم از مرده مي ترسد كه اين هم وهم است. روزش نمي ترسم ولي شبش مي ترسم. آگاهي بدهيد حقوق مردم را تذكر بدهيد و بدانيد كمتر جرياني مثل جريان امروز باعث تنفر مردم از برخي از مسئولين شده است اما اين آقايان مي گويند نه بنده مي گويم بله آنها مي گويند نه حداقل من مي گويم 13 ميليو ن و 14 ميليون قبول كرديد. عدد 13 نحس بود كه مي گويند نحس است ولي غلط است. روز دوشنبه روز نحسي است هركاري كه دوشنبه باشد، به نتيجه نمي رسد. رحلت رسول الله(ص). (صلوات کم رمق حضار) من گفتم براي امام 3 بار صلوات بفرستيد ولي براي پيغمبر لااقل يك صلوات بفرستيد. (صلوات حضار) حالا ديگه نفرستيد.


يك آقايي گفت ما يك آقايي داريم كه عوامفريبي ها زياد شده است. مردم بازايان آگاه شدند. امام مردمي ساخته است كه كلاه سرشان نرود. گفت ما يك آقايي داريم كه مرتب امام زمان را مي بيند كه چپق مي كشد، قليان مي كشد، سيگار مي كشد بيا ببرمت سراغ آن آقا كه با‌ آن آقا تماس داشته باش. ول كن اين آقا را. چه كار داري با حجت الاسلام و المسلمين گفت باشه اين آدم زرنگي بود گفت بروم از خودش بپرسم بعد بيام برويم. آمد سراغ خود آن شخص. گفت شما امام زمان را مي بينيد گفت اين حرفها چيه؟ كي من امام زمان را مي بينم كي توجه داشتم به اين حرفها من كجا ديدم. گفت: ابداً محال است. برگشت به آن مريد گفت كه ديدي كه تو گفتي امام زمان را مي بيند من رفتم سراغ خودش گفت نه من امام زمان را نمي بينم گفت: اشتباه شما هم همين است. همين حرف هايي كه مي خواهند سر ما كلاه بگذارند، ديگر گذشت، ديگر نمي توانند. عوامفريبي مي كنند بعضي از اين آقايان. گفت ‌بله امام زمان را مي بيند از حرامزادگي اش دروغ مي گويد. (خنده حضار) اين هم مطلب دوم.


يادتان باشد هركجا به نام هدفتان است حوضر پيدا كنيد. هركجا نيست در خانه بنشينيد. يادم است از قم سوار شديم رفتيم تهران بچه طلبه بودم جمع شده بوديم مسجد شاه سابق مي خواستيم تظاهرات گفتيم كه مسئله انجمنهاي ايالتي و ولايتي بود كه مي گفتيم مشروطه به استبداد برنمي گردد. 4 تا و نصفی آدم بوديم. ولي مي گفتيم مشروطه به استبداد برنمي گردد. دوستان انقلاب و امام مترصد بودند كجا حركتي به نفع امام است شما هم مترصد باشيد. كجا حركتي به نفع هدفتان است برويد شركت كنيد.


آخرين مطلبم كه عرض تمام شود و هم حق صاحبان قلم انديشه روحانيون اينكه اسلام آمده براي ريشه يابي. مسائل سطحي خيلي مهم نيست آنچه مهم است ريشه يابي است ولولا نفر من كل فرقه طائفه ليتفقهوا ... لعلهم يحذرون آيه را هم نمي دانم درست خواندم يا نه. تفقه نه به معناي مسئله بلد بودن، اين تفقه يعني ريشه يابي شما در مسائل سياسي مطالعه كنيد فكر كنيد بنشينيد بحث‌هاي شهيد مطهري و بهشتي را مطالعه كنيد فكر كنيد. هرجا مي توانيد آگاهي بدهيد حرف بزنيد. ريشه يابي مهم است و اين ريشه يابي است كه مي تواند خيلي كارها را پيش ببرد. يكي از اين ريشه يابي ها اين است كه همه بازي هايي كه الآن دارد در مي آيد بازي است. همه اش بازي ننه نخوديه. يا قصه مگسي خر مگسي مي خواي بگم مي خواي نگم همه اش سركاري است. نه اضلاع حساب شده است اين را بيار آن را ببر. اينها همه اش بازي است همه اش براي اين است كه اقتدار افرادي را بالا ببرند. من محال مي دانم رو جريان عادي برخي افراد عزل شوند. محال عادي مي دانم. و اما براي اينكه آقايان اقتدار بدهند مي گويند اين را عزلش كن اين را نصبش كن اين را ببر اينهايي كه شما مي خوانيد و يا برخي از نمايندگان محترم مي گويند طفلك‌ها مي گويند و درست مي گويند ولي اين بحث‌ها مطرح نيست. بازي است سرگرمي است. واي به حال ملتي كه سخن روزشان غير دردشان باشد. درد، درد زنداني است. اسير ظالمين امروز. درد، درد آنهايي است كه وزنشان را كم كرده است. شوخي مي كنند و مي گويند سونا بوده است. درد آنجايي است كه نمي گذارند سر جنازه عزيز كرده اش بنشیند فاتحه بخوانند. درد آزاد كردن اينهاست. چه مانعي دارد تمام قرارها را تبديل كنند من نمي گويم خلاف قانون. حالا ماه رمضان است همه قرارها را تبديل كنيد. بگويند برويد خانه هايتان بعد بياييد دادگاه. چون يكي از راه هاي قرار اينجور نيست كه بنده مسائل را بلد نباشم. بنده هم در حكومت بودم هم در آخوندي بودم خيلي بلدم. البته بعضي وقتها كلاه سرم مي رود بحثي نيست مسئوليتم را نمي توانم درست انجام دهم گاهي. شيطان مي آيد كلاه سرم مي گذارد البته اگر من سر شيطان كلاه نگذارم. اما اينجوريه كه مي شود همه اين زنداني‌ها را آزاد كنند. خوب شما مي گوييد اقرار كردند اقرار هم بحثي نداشته است. دادگاه قرارشان را زودتر تمام كند ماه رمضان است ماه رحمت خداوند است روزه مي خواهيم بگيريم. خوب برويد ديگر بعد از ماه رمضان بياييد. آسمان به زمين مي آيد. بگذاريد ماه رمضان آنهايي كه جوانهايشان كشته شدند، بروند سر قبرهايشان دعا بخوانند. شماها اگر فرزند نداريد نمي دانيد كشته شدن يك فرزند يعني چه آقايان خيال مي كنند خودشان با خاك نبات بزرگ شدند. به قول ما اصفهاني‌ها همه بچه هاي اين مملكت با خاك شير نبات بزرگ شدند. صد ميليون بدهيد به يك پدري بگوييد بچه ات را بده نمي دهد. اين فرهنگ ديني است. فرهنگ اسلامي است. صاف قلبش را نشانه بگيريد و بعد در زندان مننژيت بگيرد و مرض مسري بگيرد. مرض مسري آنهايي كه مسئولند مسئو مرض مسري هم هستند در زندان نگه داريد مرض مسري مي گيرند. يادتان باشد همه چيزها بازي است.


باز به دانشمندان عرض مي كنم اسلام را ريشه يابي كنيد اسلام دين سهولت اسلام دين آساني است اسلام دين موازين است پيغمبر فرمود انما يقضي... اسلام عقل جمعي را بر عقل فردي مقدم مي دارد. محال است اسلام بگويد 60 ميليون يك جور بگويند يك نفر جور ديگر بگويد آن را عمل كنيد. اينكه خلاف عقل است خلاف همه چيز است. 50 ميلوين يك جور بگويند 20 ميليون جور ديگر شما 20 ميليون را عملي كنيد. اينكه ترجيح راجع بر مرجوع است. و شاورهم في الامر پيغمبر مشورت مي كرده است. در امور مشورت مي كردند و امرهم شوري بينهم ريشه يابي كنيد. بنده يك مقداري از اين احكام را ريشه يابي كردم بارها به اينها گفته بودم قبل از اين مسائل حالا كه فايده اي ندارد. گفتم بياييد اين حرفهاي مرا بياييد به نام خودتان بزنيد و قانون را بر طبق آن بگذرانيد. همين حرفهايي كه زده ايم تا حالا. چون بنده معتقدم بزرگان ما در شرايطي نبودند چه علماي اهل سنت چه شيعه كه ريشه يابي كنند. من يك وقتي عده اي از اهل سنت و مسيحي ها از امريكا آمده بودند 6 سال پيش به وسيله يكي از رفقا آمده بودند منزل ما عرض كردم تمام آيات قرآن راجع به نداشتن حق براي كفار است، كافر حق ندارد چنين كند و چنان كند نه غيرمسلم و كافر غير غيرمسلم است، كافر يعني كسي كه مي داند اسلام حق است و عليه او تبليغ مي كند. تمام حقوقي كه شما در رساله عمليه داريد، ارث نمي برد، دختر نمي شود به او داد و... همه اش مال كفار است و خلاف عقل هم نيست. كسي كه مي خواهد از امنيت اسلام استفاده كند و مي داند اسلام حق است و در عين حال عليه او صحبت مي كند. متأسفانه گفت كه صداي ما به جايي نمي رسد حالا كه به هيچ جا نمي رسد الحمدالله جوري شديم كه در يك ذره از گناهان اين آقايان شريك نيستيم. سپاس مر خدا را حمد مر خدا را. خدا جوري كرد كه خدا در اين گناهان آدمكشي و شكنجه كه يكي‌اش كافي است كه آدم را خالد در جهنم كند و من قتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدين فيها قتل يك نفر غير از قتل يك جريان است. اين آيه را تفسير كردند به قتل جريان شما يك جريان را مي كشيد يك جريان ديگر را احترام مي كنيد اين جزائش جهنم است خالدين فيها. بنده الحمدالله هيچ نيستم ما را مخالف مي دانند با اين حرفها شكر مي كنند خدا را. مي گويند 4 نفر دور و برش را گرفتنند كه البته مهم نيست كه مردم مهمند همه اش مردم اند و هيچ چيز غير از مردم نيست. ما آخوندها را مردم اداره كردند چطور شده است با مردم درگيريم. آن آخوندي كه با مردم درگير مي شود، بي انصافي مي كند كيفرش را مي بيند آخوندها را چه كسي اداره كرده است در طول تاريخ از دهن زن و بچه اشان كم كرده اند داده اند به من خوردم. 18 سال تمام بلااستثناء شب جمعه رفتم تهران منبر بروم چهار شاهي بگيريم زير بار برخي نروم. دو ماه محرم و صفر مي رفتم بلااستثناء مي رفتم تهران بر مي گشتم به مدرسه حقاني سابق درس مي دادم و دوباره بعد از ظهر مسجد امام و مي رفتم كه غير از خدا زير بار كسي نروم. غير از خدا و ائمه معصومين و خوبان و غير از پاكان و غير از قرآن و احكام اسلام.


نكته آخر اينكه آقايان مسئله اتحاد اتحاد بين مسلمانان است مي گويند چرا اختلاف به‌وجود آورديد ظالم و مظلوم هميشه اختلاف دارند. راه اتحاد بين مسلمين را آقاي بروجردي اعلام كرده است بعضي‌هايش را من كلك مي دانم قبول هم نمي كنم دانشمندان اهل سنت هم قبول نمي كنند و مي گويند كلك مي زنيد. آيت الله واعظ زاده خراساني بحثي دارد آقاي بروجردي قدس سره مرجع علي الاطلاق وقت جامع الاحاديث شيعه بنويسد برادران اهل سنت ما به مسلمانان اينگونه مي نگريم. آيت الله واعظ زاده خراساني كه جزء اصحاب نويسنده آن كتاب بود مي فرمود كه كتاب الطهاره را ما نوشتيم روايات شيعه را جمع كرديم روايات از كتب اهل سنت را هم جمع كرديم رسيديدم به كتاب الصلاة يك مقدار از كتاب الصلاة را هم نوشتيم يكدفعه ديديدم كه آقازاده آقاي بروجردي آمد كه گفت كه آقا مي فرمايد كه تمام اين رواياتي كه از اهل سنت نقل كرديد خط بزنيد و پاك كنيد كه ما هم مجبور شديم و پاك كرديم و جامع الاحاديث شيعه شد روايت شيعه. بعد يك روز آقا محمد حسن آمد گفت مي دانيد چرا آقا فرمودند خط بزنيد گفتيم نه! گفتند اين قدر فشار آوردند به آقاي بروجردي كه تو داري تشيع را از بين مي بري، آقاي بروجردي از فشار ترس عوامفريبان مرتجعان مجبور شد كه روايات اهل سنت را خط بزند. بابا روايات اهل نست را نوشتن تشيع را از بين نمي برد تشيع با اين از بين مي رود كه بگويند آخوندهايش دزدند. اين تشيع را از بين مي برد. در مقابل 200ميليون بگويد كه آخوندها بچه هايشان دزدند خودشان هم دزدند 30 سال دزدي شده است. اين چه حكومت تشيعي است كه 30 سال دزدي شده است؟ تازه حالا فهميدند حالا البته پول و دلارها مي رود تركيه و تكذيب مي شود من نمي دانم. به هرحال تشيع را نسبت دزدي مي برند، اينها افترا است اينها تعزير دارد حق ندارد به يك كس معلومي بگويد آقا تو دزدي! آن هم در مقابل 200 ميليون بيننده! مگر كسي حق دارد هر حرفي را بزند. بله كلي مانعي ندارد. يك عده اي در نظام دزدي كرده اند. برويد ببينيد اما اين افترا اين تعزير دارد گوبنده اش اگر سوگند خورده است در مجلس كه احترام مردم را حفظ كند حنث قسم كرده است. چون مي دانيد در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند مي خورند اين هم كفاره دارد هم حنثش معصيت كبيره است. آن وقت دوباره روز از نو روزي از نو. گفت از حرامزادگي اش است دروغ مي گويد والا امام زمان را مي بيند. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.


نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ توسط ابوعمار حسین زاده
*محمد خاتمی در جلسه شورای راهبردی اصلاح طلبان با ارزیابی آخرین وضعیت اصلاح طلبان گفته که ما نباید در انتخابات مجلس به صورت گسترده و لیستی شرکت کنیم. وی 10 دلیل برای حضور انفرادی آورده و گفته است:
1- سازمان رای مردمی و اجتماعی اصلاح طلبان فرو پاشیده شده است.
2- اگر در این انتخابات گسترده بیاییم و آن را هم ببازیم برای همیشه نابود می شویم.
3- ساختار و تشکیلات منسجم برای کار تشکیلاتی نداریم و ارتباط تهران با استانها قطع است. احزاب مشارکت و مجاهدین هم منحل شده اند.
4- اصلاح طلب از جان گذشته، ریسک پذیر و همیشه در صحنه نداریم.
5- نظام اجازه نمی دهد آدم های موثر ما بیاید. در این صورت عرصه رقابت هم بر ما تنگ شده است.
6- نظام ما را و نیروهایمان را با شرط اعلام برائت از فتنه می پذیرد و این موضوع منجر به کاهش آرای ما می شود.
7- در عین حال ما عملا می آییم چون هیچ نیروی سیاسی خود را تحریم نمی کند اما با تابلوی اصلاح طلبی نمی آییم. ما چراغ خاموش می آییم.
 8- در صورتی که رسمی وارد انتخابات شویم از تنور این حضور نانی برای ما پخته نمی شود. چه بیاییم و چه نیاییم بیش از 30 نماینده در مجلس نخواهیم داشت.
9- اگر بیاییم فضا امنیتی خواهد شد و باید به نظام پاسخگو باشیم.
10- اگر به صورت رسمی نیاییم و مشارکت به مرز 30 درصد می رسد، آن وقت در این وضعیت ما برنده خواهیم بود.
 
* پس از وقوع تجمعات خیابانی در روسیه  به بهانه تقلب در انتخابات پارلمانی، مقامات روس از دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی ایران درخواست کمک برای انتقال تجربیات شان در مهار فتنه و آشوب های خیابانی کرده اند. مقامات امنیتی کشورمان از ماه ها قبل و با رصد تحرکات دستگاه های امنیتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی به مقامات روس نسبت به وقوع ناآرامی های اجتماعی پس از انتخابات هشدار داده بودند.

*علیرغم سیاه نمایی رسانه های غربی در بلوکه شدن ارز حاصل از فروش نفت ایران به دلیل تحریم ها به ویژه در معامله با هند،  شنیده های مشرق حاکی است تمام بدهی نفتی هند به جمهوری اسلامی ایران که حدود 8 میلیارد دلار بوده پرداخت شده است.

* حامیان اکبر هاشمی رفسنجانی که بیشتر آنها از وزرای سابق دولت سازندگی و اصلاحات هستند با ارزیابی سازمان رای و پایگاه اجتماعی شان در تهران، از کاندیداتوری در تهران انصراف دادند. این افراد هفته گذشته با هاشمی دیدار داشته و هاشمی از آنها خواسته بود در صورتی که می خواهند در تهران کاندیدا شوند حتما با ارزیابی دقیق بیایند.

در 31 استان کشور نزدیک به 90 درصد کاندیداهای جبهه پایداری و جبهه متحد مشترک هستند و این رقم در برخی استان ها همچون اردبیل به مرز 100 درصد رسیده است.

* در جلسه انتخاباتی جریان انحرافی، یکی از لیدرهای این جریان اعلام کرد 573 کاندیدای ما برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده اند. وی همچنین استراتژی انتخاباتی این جریان را منوط به میزان تایید صلاحیت نامزدهای این جریان دانست.

*برخی کارشناسان فرهنگی با اشاره به فضای تلخی که بر برخی سریال های در حال پخش صدا و سیما حاکم است، معتقدند پخش این جنس از سریال ها نشان می دهد مدیران تصمیم گیر تحلیل و ارزیابی دقیقی از وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور ندارند چرا که انتظار می رود در آستانه ورود به انتخابات فضای امید،نشاط و شور و حرارت بر جامعه از طریق رسانه ملی حکمفرما شود.
 
* برخی رایزنی ها برای تبدیل زندان اوین به یک پارک بزرگ و سر سبز جهت استفاده شهروندان تهرانی آغاز شده است. در صورت توافق نهایی شهرداری و سازمان زندان ها، ساخت زندان جایگزین در منطقه فشافویه آغاز خواهد شد.
 
* بر اساس آخرین گزارش ها، اعضای گروهک نفاق به منطقه بی آب و علفی در نزدیکی مرز کویت و عربستان و عراق منتقل خواهند شد.
 سران این گروهک خواستار انتقال به منطقه امنیتی در بغداد و تحت حفاظت آمریکایی ها هستند. مقامات عراقی با این درخواست مخالفت کرده اند. در حال حاضر حدود 3200 تن از اعضای گروهک نفاق در قرارگاه اشرف بسر می برند. این گروهک علاوه بر ترور 17 هزار ایرانی، 25 هزار عراقی را در دوران صدام به قتل رسانده است.

* یک صراف ایرانی که علاوه بر تهران، در مالزی و استرالیا هم مشغول کار صرافی بوده و ارتباط نزدیکی هم با یک حلقه منحرف داشته، دستگیر شده است. گردش مالی (م- سنگوه ای) در ماه های اخیر 38 میلیارد تومان بوده است.

 *سرپرست یک موسسه که مشغول انتشار بولتن برای جریان انحرافی است، به دلیل حمایت برخی کارکنانش از مقاومت وی در برابر قانون، دستور داده است علاوه بر حقوق آذر ماه، یک ماه نیز تشویقی به کارکنان این موسسه پرداخت شود.

*در جلسه برخی اعضای حزب کارگزاران سازندگی، یکی از اعضای موثر این حزب می گوید: اگر جسارت و هوش احمدی نژاد را ما داشتیم وضعیت ما الان اینگونه آشفته نبود.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم دی ۱۳۹۴ توسط ابوعمار حسین زاده

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ توسط ابوعمار حسین زاده
همیشه این سوال وجود داشته است. که اصلاح طلبان که زمانی مهم‌ترین منتقد آقای هاشمی رفسنجانی بوده‌اند چه شده است که این طور بی‌محابا از او حمایت می‌کنند. بررسی برخی از مواضع تند اصلاح طلبان نشان می‌دهد که عمق انتقادات اصلاح طلبان حتی تا مرزکینه ورزی نیز پیش رفته است . پس سوال این است که چه روی می‌دهد که یک باره این کینه به محبت تبدیل می‌شود. کسی هنوز پاسخ ندارد. مگر اینکه برخی از جناح‌های سیاسی را به جای اصلاح طلب، فرصت طلب بنامیم!
بعد از سال ۱۳۸۴ و حمایت عجیب اصلاح طلبان از آیت الله هاشمی رفسنجانی، همیشه این سوال وجود داشته است. که اصلاح طلبان که زمانی مهم‌ترین منتقد آقای هاشمی رفسنجانی بوده‌اند چه شده است که این طور بی‌محابا از او حمایت می‌کنند. بررسی برخی از مواضع تند اصلاح طلبان نشان می‌دهد که عمق انتقادات اصلاح طلبان حتی تا مرزکینه ورزی نیز پیش رفته است . پس سوال این است که چه روی می‌دهد که یک باره این کینه به محبت تبدیل می‌شود. کسی هنوز پاسخ ندارد. مگر اینکه برخی از جناح‌های سیاسی را به جای اصلاح طلب، فرصت طلب بنامیم!


 سنگر مجازی به نقل از فردا: در ادامه برخی از مواضع تند برخی از اصلاح طلبان نسبت به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را قبل از انتخابات سال ۱۳۸۴ آورده می‌شود. لازم به یادآوری اکثریت این افراد امروز مهم‌ترین حامی آیت الله هاشمی رفسنجانی محسوب می‌شوند:

۱. اکبر گنجی: آقای هاشمی رفسنجانی طی دهه گذشته چهره کاملاً تاریکی از وضعیت دهه اول انقلاب به تصویر کشیده و دوران سازندگی را، دوران رشد اقتصادی و امیدهای روشن جلوه داده است. مسئله آن است که اگر تصویری که هاشمی ارائه می‌کند واقعی باشد، باید پرسید مگر آمارهای کلان اقتصادی منفی دهه اول انقلاب تا حدود زیادی معلول جنگ‌ و هزینه‌های سنگین آن نبود؟ مگر جنگ بیش از یک صد میلیارد دلار خسارت به جای نگذارد و مگر آقای هاشمی در تداوم آن شرایط، پس از فتح خرمشهر نقش مهمی را بازی نمی‌کرد؟ (عالیجناب سرخپوش، عالیجنابان خاکستری، ص۱۴۱)

در دوره هاشمی همه سازمان‌ها و ارگان‌ها باید درآمد ایجاد می‌کردند. لذا وزارت اطلاعات فعالیت‌های اقتصادی سازمان‌های تابعه‌اش، با مجوز هاشمی، از راه مبارزه با ثروت‌های باد آورده کسب درآمد می‌کرد و سربازان گمنام امام زمان نیز حق الکشف دریافت می‌کردند. (تاریکخانه اشباح، ص ۱۸)

۲. عمادالدین باقی: اجرای سیاست خودکفایی وزارتخانه‌ها در زمان هاشمی رفسنجانی، وزارت اطلاعات را به یک بنگاه تجاری تبدیل کرد که بسیاری از بهترین فرزندان انقلاب آلوده شدند و همین مساله زمینه ساز فسادهای مالی، اخلاقی و سیاسی بسیاری شد. باقی در اظهار نظر دیگری در این زمینه عنوان کرد: هاشمی از ابتدا مسئولیت وزارتخانه‌های اقتصادی را بر عهده گرفت و نسبت به وزارتخانه‌های ارشاد و اطلاعات هیچ مسئولیتی احساس نمی‌کرد. به نحوی که وزارت اطلاعات، تلفن‌های رییس جمهور و بعضی دیگر از اعضای کابینه را شنود می‌کرد. فتح ۳۰/۱۱/۷۸))

۳. محمد قوچانی: این نویسنده در مقاله‌ای موقعیت سنجی‌های هاشمی رفسنجانی را برای کسب امتیازات سیاسی در شرایطی که به عنوان نامزد انتخابات مجلس ششم وارد عرصه شده است مورد ارزیابی قرار داد و در مقاله شکاف؟ (اخبار اقتصاد- ۱۰/۷/۷۸) تلویحاً به او نسبت فرصت‌طلبی داد و نوشت: «هاشمی هرگز امتیازاتی (حتی سوخته مانند برائت از بیانیه جامعه روحانیت مبارز) را از دست نمی‌دهد مگر آنکه امتیازی جدید (و بسیار استراتژیک مانند نشان دادن چراغ سبز به جناح چپ برای مجلس آینده) به دست آورد. شاید بتوان گفت که اگر او بیش از این فراست داشته باشد می‌تواند از بیانیه‌ای که به ضرر روحانیت مبارز تمام شود به سود خود بهره گیرد و چه با نگاه عاقل اندر سفیه به محافظه‌کارانی که به توصیه مهم او - در نیفتادن با خاتمی- توجه نکرده‌اند و چه با ایفای نقش طلبکاری از جناح چپ بابت مخالفت با صدور این بیانیه علیه رییس جمهور».
اصولا اتحاد هاشمی رفسنجانی با جریان راست در انتخابات مجلس شورای اسلامی در محافل اصلاح‌طلب حرکتی در جهت تضعیف جریان دوم خرداد ارزیابی می‌شد.

۴. محسن آرمین: (در مورد ورود هاشمی به صحنه انتخابات) از شاخصه‌های آقای هاشمی این است که خیلی خوب می‌تواند سوار موج شود و طبیعتاً از موج جبهه دوم خرداد هم استفاده می‌کند. آقای هاشمی در ۱۰ سال گذشته در امتحانات متعددی وارد شده است و به نظر من نتوانسته است نمره قبولی بگیرد. او از شاگردانی است که در تمام امتحانات بخصوص دوره چهارم مجلس مردود شده است. در مجلس چهارم حمله به جناح اصلاح طلب و قلع و قمع نیروهای این جناح توسط هاشمی رفسنجانی صورت گرفته است. بزرگ‌ترین اشتباه سیاسی هاشمی رفسنجانی در دوره چهارم بود. چرا که با حذف نیروهای اصلاح طلب و خط امامی، یک مجلس تقریباً یک دست راست، توسط آقای هاشمی به وجود آمد که بلافاصله، در مقابل خود هاشمی ایستاد و افکار و برنامه‌هایش را به او دیکته کرد. اگر ایشان بخواهد مثل گذشته عمل کند و به جناح راست تکیه زند در اقیانوسی که خودش کشتی نجات جناح راست است غرق خواهد شد و هم خودش و هم کشتی را از بین می‌برد. (روزنامه آفتاب امروز ۸/۱۱/۷۸)

۵. قاسم شعله‌سعدی: مجموعه برداشت جبهه دوم خرداد و جناح چپ این خواهد بود که یکبار دیگر حضور هاشمی در صحنه سیاسی کشور می‌تواند مانعی بر سر ادامه راه حرکت جنبش دوم خرداد باشد. (آفتاب امروز - ۲۱/۹/۷۸)

۶. عباس عبدی: در دوران آقای هاشمی کسانی تحت پیگیری قانونی قرار گرفتند. حال چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی که مخالف ایشان بودند و هیچ کس از منصوبین ایشان مورد پیگرد قرار نگرفتند و اگر هم گرفتند بعد از دوران ریاست جمهوری ایشان بود. (بیان ۱۵/۱۰/۷۸) مشکل ما با آقای هاشمی آزادی و یا زندانی بودن کرباسچی نبوده بلکه مشکل از مواضع غیر شفاف رفسنجانی است. کارگزاران مواضع سیاسی خود را با شخص هاشمی تنظیم می‌کنند و از آنجا که شخص ممکن است دچار تغییر موضع شود آنان مواضع متناقض از خود نشان می‌دهند. اگر این تبعیت یکطرفه بین کارگزاران و هاشمی وجود نداشت، مشکل کارگزاران در موضع گیری‌ها حل می‌شود، اما در وضع فعلی، آقای هاشمی با مسائل برخورد غیر شفافی دارد و در برخورد موارد موضعگیری نمی‌کند. (ابرار، ۱۹/۱۱/۷۸)

۷. علی شکوری راد: به نظر ما «هاشمی» عامل اختلاف بین مجموعه نیروهای دوم خرداد بود و آنچه امروز به عنوان جدا شدن نسبی کارگزاران از مجموعه نیروهای جبهه دوم خرداد مطرح است، حاصل حضور آقای هاشمی رفسنجانی است. یکی از انتقادهایی که جریان چپ به آقای «هاشمی» داشت این بود که ایشان قبل از آنکه به بهبود اوضاع اقتصادی بپردازد، شعار رفاه را مطرح کردند و باعث شدند که سطح توقعات مردم بالا برود و در همین راستا ما شاهد هستیم که ایشان در زمان ریاست جمهوری در حدود یک میلیارد دلار کالای لوکس وارد مملکت کردند. (آریا، ۳/۱۱/۷۸)

۸. محسن میردامادی: بهتر بود آقای هاشمی نمی‌پذیرفت که خطبه‌های نماز جمعه را در هفته‌های انتخابات به عهده بگیرد در حالی که مجلس با تصویب قانون فعالیتهای تبلیغاتی کاندیدا‌ها را محدود کرده است، استفاده از صدا و سیما و نماز جمعه می‌تواند این برداشت را به همراه داشته باشد. که میان کاندیدا‌ها برابری تبلیغات وجود ندارد. (آریا، ۳/۱۱/۷۸)

9. علی اکبر محتشمی‌پور: از نظر ما هاشمی رفسنجانی با ناطق نوری تفاوتی ندارد. زیرا اتخاذ مواضع غیر شفاف در قبال اصلاحات فرقی با مخالفت ندارد. (آریا ۴/۱۱/۷۸)

 

۱۱. ابراهیم یزدی: عدم اقبال جامعه به آقای هاشمی دلایل متعدد دارد. طبیعی است که مردم با مشارکت وسیع خود در انتخابات و رأی به کاندیداهای جبهه اصلاح طلب، تعمد داشتند که پیامی به حاکمیت به طور عام و به آقای هاشمی به طور خاص بدهند و عدم آرای بالای آقای هاشمی در واقع انعکاس قضاوت و برداشت عمومی مردم نسبت به دو دهه فعالیت ایشان است. (آبادی، ‌۲/۱۲/۷۸)

۱۲. تقی رحمانی: آقای هاشمی اساساً توسعه سیاسی را قبول ندارد. مرد دیپلماسی پنهان نمی‌تواند مرد دیپلماسی شفاف شود. دیپلماسی پنهان را کسانی می‌توانند کنار زنند که به دیپلماسی شفاف اعتقاد داشته باشند. (فتح ۱۵/۱۰/۷۸)


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم دی ۱۳۹۴ توسط ابوعمار حسین زاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک