فرهنگی-مذهبی
 
در بساط خویش دارد بهترین کالا، شهید

می ‏کند کالای خود را با خدا، سودا، شهید

بهر استقلال اسلام از خم چوگان مرگ‏

گوی سبقت را زمیدان می‏ برد، تنها شهید

 سر خط آزادی ما را به میدان نبرد

می‏ کند با خون سرخ خویشتن، امضا شهید

می‏ شود وارد به جنت روز محشر بی ‏حساب‏

بس که دارد قرب، نزد خالق یکتا شهید

بس که قدرش هست عالی نزد خلاق مجید

بهترین فرد است بین مردم دنیا، شهید

می‏ دهد سر تا نیارد پیش دشمن، سر فرود

می‏ دهد جان تا که بخشد جان به جسم ما شهید

سینه را آماج رگبار مسلسل می‏ کند

چون ندارد ذره‏ ای از دشمنان پروا، شهید

مرگ او بنیانگذار خشت کاخ زندگی است‏

زآنکه دین را می‏ کند با خون خود احیاء شهید

هیچ میدانی چرا از ظلم و بیداد یزید

شد حسین ابن‏ علی در روز عاشورا شهید

خواست گوید ای بشر، از بهر استقلال دین‏

جان دهم امروز، تا گردی تو هم فردا شهید

 از من ژولیده بشنو جان بده در راه دین‏

چون که نامش هست جاویدان، نزد ما شهید

شاعر: ژولیده نیشابوری


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ توسط ابوعمار حسین زاده
عبد توام اگر ز کرم باورم کنی

پا بر سرم بنه که ز عالم سرم کنی

یا همچو شمع سوخته کن، قطره قطره آب

یا شعله ای ببخش که خاکسترم کنی

عمری به زخم های تنت گریه کرده ام

تا وقت مرگ، خنده به چشم ترم کنی

خار رهم، مگر به نگاه تو گل شوم

خاک در توام، تو مگر گوهرم کنی

یک عمر سائل در این خانه بوده ام

حاشا که وقت مرگ، جدا زین درم کنی

تنها شراب روح من از جام چشم توست

چشمی گشا که مست از این ساغرم کنی

یک عمر دوختم، به نگاه تو، چشم خویش

تا یک نگاه، در نگه آخرم کنی

از ذرّه کمترم، تو توانی ه ب یک نگاه

برتر ز آفتاب جهان پرورم کنی

هرگز به جز در تو دری را نمی زنم

ای وای اگر گدای در دیگرم کنی!

من "میثمم" امید که محشور از کرم

با میثم علی به صف محشرم کنی

شاعر: حاج غلامرضا سازگار


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ توسط ابوعمار حسین زاده
بنده در تاریخ 15 تیر ماه سال 1390 مطلبی را به عنوان درد دل در همین وبلاگ نوشتم که یکی از خوانندگان محترم یک نظری داده که متن نوشته ی خودم را آورده و در ذیل آن نظر خواننده ی محترم را می آورم و در پایان به نقد نظر این خواننده ی محترم می پردازم.

متن نوشته ی خودم.

درد دل

يكي از معضلات جامعه اسلامي ما در حالت كلي عقب انداختن افاضل و جلو انداختن اراذل است.

متأسفانه اين موضوع به طور گسترده و فراگير شده است.تا جائي كه بعضي به نام دين و با نامهاي جعلي خويش سعي در كتمان حقيقت و واقعيت داشته و دارند.و به نحوي از انحاء در صدد تخريب اشخاص و واقعیتها و قبولاندن شخصيت كذايي خويش در جامعه و محل مي باشند.در چنين وضعيتي وظيفه ما شناسائي فتنه و رسوا نمودن فتنه گران در لايه هاي پنهان نفاق است و در اين رهگذر همه ما بايد به دنبال  افشاگري و افشاي حق و حقيقت آن حقيقتي كه به خاطر آن مولا علي(ع)۲۵ سال خانه نشين شد باشیم.البته قياس مع الفارغ با حصر جرثومه هاي فتنه(كروبي و موسوي) نشود.در موقعيتي مناسب به بررسي چند و چون رسوخ لايه هاي پيدا و پنهان نفاق در جامعه و حتي در مجامع و محافل ديني و مذهبي خواهم پرداخت.به اميد روزي كه حرفها به عمل و عملها به عقيده قلبي و تنها در جهت رضاي خداوند قادر و توانا گردد.انشاء الله.

 

متن نوشته ی خواننده ی محترم

 

با احترام به نظر شما حالا اگه برعکس قضاوت کنیم چی؟ مثلا اگه این به قول شما جرثومه های فتنه  ( موسوی و کروبی) امروز در نقش امام حسین باشند که بر ضد یزید(قدرت حاکم) قیام کردند چی؟قصد جسارت ندارم فقط فرض دیگر نظریه شما را بررسی کردم

این نظر خودم است در جواب نظر آقای امین

با سلام

 

اولاٌ حق را  بشناس تا طرفدارانش را بشناسی.

دوماً  آیا  حق بایستی با کروبی و موسوی سنجیده شوند یا اینکه این دو می بایستی با حق  سنجیده شوند.

سوماٌ قدرت حاکم در زمان یزیدبن معاویه( لعنه الله علیه) ظالم و خائن و فاجر بود ولیکن در زمان ما قدرت حاکم در زمان ما قدرتی علوی برخواسته از سیره ی نبوی است.

چهارماٌ عمروعاص ها و طلحه ها و زبیرها در هر زمان و مکانی هستند کما اینکه این افراد در عصر و زمان ما گاهی در مواقعی که به ضررشان است خموش و ساکتند و گاهی در زمانی که افراد  دست پرورده ی خوان کثیف آنان در رأس بدنه ی دستگاهی قرار گیرند زبان به شماتت می گشایند موجود هستند.

اگر چه در زمان پیامبر عمربن خطاب لعنه الله علیه گفت که در زمان رسول خدا دو چیز بود که من آن دو را تحریم میکنم(اولی متعه ی حج و دیگری ازدواج موقت).اینک در جامعه ی اسلامی بعد از امام خمینی (ره) افرادی می آیند می گویند که امام   موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بود. یعنی در زمان  علی  رسول الله  عمربن خطاب لعنه الله علیه آن گونه و در زمان علی روح الله آغای .... این گونه.

در اینکه انسان هایی بوده و هستند که در زمان  و عصر حاضر حاضرند از خدا بگذرند تا اینکه به  مال و منال و ثروت برسند شک و شبهه ای نیست

ولی آیا ملاک شما از این گونه تشبیه ها این است که آیا می خواهید این دو نفر را پاک و تطهیر کنید یا اینکه می خواهید راه گریزی برای برون رفت خود از این منجلابی که برای خود درست کرده اید پیدا کنید.

ولله عاقبه الامور


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ توسط ابوعمار حسین زاده

دانلود نوحه ی سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

سلام ای مهر تابناک عالمین         ذبیح ثانی و عزیز زینبین

 چرا رفته سرت برادر بر سنین

چه شد که همسفر                       شدی از من جدا              غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

به روی نیزه توبه زیر نیزه من        چگونه لب گشایم و گویم سخن

نه معجر بر سرم شهید بی کفن

کجایی تا رسی               به دادم یا اخا                  غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

ایا رأس منیر چراغ کاروان                        سری که دامن نبی بودت مکان                 چرا جایت شده کنون نوک سنان

شنو از  کودکان              فغان وا ابا                       غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

دمی آهسته تر رسد خواهر ز راه    به روی ماه تو کند یک دم نگاه

سرت بر نیزه و تنت در قتلگاه

ز داغت نوحه گر                        ملائک در سما               غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

ایا رزمنده ی قیام انقلاب              رسانم از وفا پیام انقلاب

که ماند تا ابد دوام انقلاب

لوای سرخ دین               ز نامت شد بپا                 غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

تویی آن تک سوار به میدان جدال      که در سیر وصال شدی محو جمال                        ز سم مرکبان تنت شد پایمال

منایت شد حسین             زمین کربلا                    غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

چکد خون خدا ز نای حنجرت     بریزد اشک خون ز ماتم مادرت

که گردیده جدا لب عطشان سرت

شهید کربلا                    غریب نینوا                     غریبم وا حسین

سر از تن جدا     سر از تن جدا     به روی نیزه ها    غریبم وا حسین

شاعر: نامشخص


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ توسط ابوعمار حسین زاده
دنیاست چو قطره ایّ و ، دریا زهرا                  کی فرصت جلوه دارد اینجا ، زهرا

قدرش بود امروز نهان چون دیروز                     هنگامه کند و لیک فردا ، زهرا

خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود                 عالم چو الفبا شد و معنا ، زهرا

احمد که خدا گفت به مدحش لولاک              کی می شدی آفریده ، لولا ، زهرا

طاها و علی دو بیکران دریایند                      وآن برزخ ما بین دو دریا زهرا

او سرّ خدا و لیلة القدر نبی است                  خیر دو سرا ، درخت طوبی ، زهرا

بر تخت جلال ، از همه والاتر                         بر مسند افتخار ، یکتا ، زهرا

در آل کسا محور شخصیّتهاست                   مابین اَب و بَعل و بنیها ، زهرا

سر سلسله ی نسل پیمبر کوثر                  سرچشمه ی نور چشم طاها ، زهرا

تنها نه همین مادر سبطین است او              فرمود نبی  اُمّ ابیها ، زهرا

آن پایه که دیروز پیمبر بنهاد                         امروز نگهداشته بر پا ، زهرا

از احمد و مرتضی چه باقی ماند                 از مجمعشان شود چو منها ، زهرا

حرمت بنگر که در صفوف محشر                 یک زن نبود سواره الا زهرا

هنگام شفاعت چو رسد روز جزا                 کافی است برای شیعه ، تنها ، زهرا

حیف است ( حسانا ) که در آتش سوزد      شیعه که ورد اوست   زهرا ، زهرا

شاعر:حبیب الله چایچیان(حسان)


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ توسط ابوعمار حسین زاده
دانلود نوحه در میدان، می مانم، تا نفس آخرم راهی راه حسین، هم قدم رهبرم با صدای میثم مطیعی

در میدان، می مانم، تا نفس آخرم

راهی راه حسین، هم قدم رهبرم
کرده قیامت به پا، شور قیام حسین
کی رود از یاد ما، نام و مرام حسین
قافله ی عاشقان، راهی کرب و بلاست
مشعل راه خدا، خون شهیدان ماست
در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، هم قدم رهبرم
بسته شریعه اگر، ابن زیاد زمان
گشته گلستان ما، آتش نمرودیان
کشتن آلاله ها، شیوه ی اهریمن است
این وطن اما پر از احمدی روشن است
در میدان، می مانم، تا نفس آخرم
راهی راه حسین، هم قدم رهبرم
زآتش و خون آمده جان منامه به لب
شعله صهیون زده، در دل شام و حلب
مرگ بر اهریمنان، تا به ابد ذکر ماست
سوره توحید ما، درپی تبّت یداست
در میدان، می مانم، تا نفس آخرم

راهی راه حسین، هم قدم رهبرم

شاعر: محمدمهدی سیار؛ میلاد عرفان‌پور



نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ توسط ابوعمار حسین زاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک