فرهنگی-مذهبی
 
میثم تمار مردی فراتر از مختار
میثم تمّار

میثم, فرزند یحیى, ابتدا غلام زنى از طایفه بنى اسد بود, حضرت على(ع) او را خرید و آزاد کرد. وى در زمان پیامبر نیز مى زیست; هر چند در حوادث زمان آن حضرت یادى از او نشده, اما او را از اصحاب پیامبر(ص) به شمار آورده اند. میثم تمّار ، در طول هم نشینی اش با حضرت علی علیه السلام اخبار غیبی فراوانی از حضرت شنید و در موارد متعددی آن را باز گو می کرد. افشاگری ها و موضع گیری های ستودنی میثم تمّار در مقابل دستگاه حاکم جور، زمامداران وقت را برآشفت و در صدد دستگیری او برآمدند تا از رسوایی بیشتر بنی امیه جلوگیری کنند.

شجاعت تمّار
پس از دستگیری میثم تمّار ، او را نزد عبیداللّه بن زیاد، والی کوفه بردند. میثم با شجاعت تمام و بدون ترس و وحشت،در مقابل ابن زیاد ایستاد و یک بار دیگر، ایستادگی و استواری حق در مقابل باطل را به نمایش گذاشت. عبیداللّه از میثم پرسید: خدایت کجاست؟ فرمود: در کمین ستمگران است و تو یکی از آنها هستی. ابن زیاد میثم را تحت فشار قرار داد تا از مولای متقیان امیرمؤمنان بیزاری جوید، ولی میثم زیر بار خواسته او نرفته، تمام شکنجه ها را تحمل کرد؛ ولی کوچک ترین جسارتی به مولا و مقتدای خود نکرد. ابن زیاد پرسید: شنیده ام که علی کیفیت مرگ تو را گفته است؟ میثم جواب داد: آری، حضرت به من فرمود: تو را شخص پست و مزدور و پسر زن بدکاره ای دستگیر می کند و دست و پا و زبانت را می بُرد. ابن زیاد با شنیدن این حرف ها خشمگین شد و دستور داد دست و پای میثم را قطع کرده، ولی زبانش را نبرند تا به گمان ناقص او، دروغ امام علی علیه السلام آشکار شود.

قیام تمّار
میثم تمّار که با دست ها و پاهای بریده، بر بالای دار بود، فرصت را غنیمت شمرده و نهایت عشق و ارادت خود را به مولا و مقتدای خویش و خشم و کینه خود را به دشمنان اهل بیت به نمایش گذاشت. او با همان حالت شروع به سخنرانی کرد و با صدای بلند مردم را مورد خطاب قرار داده و فرمود: «ای مردم، هر کس می خواهد احادیث یادگاری از سرچشمه زلال علوم اسلامی، علی بن ابی طالب بشنود، به سوی من بشتابد که به خدا سوگند از آنچه از امروز تا روز قیامت انجام خواهد شد، به شما خبر خواهم داد و هر فتنه و آشوبی که تا روز قیامت بر پا خواهد شد، با شما در میان می گذارم». مردم زیادی گرد او جمع شده و به سخنان او گوش دادند. وقتی این خبر به دار الاماره رسید، ابن زیاد دستور داد افساری بر دهان او بزنند. میثم، با همان حال، به افشاگری های خود بر ضد دستگاه ظالم بنی امیه ادامه داد تا اینکه به دستور ابن زیاد، زبانش را قطع کردند و با این حرکت، حقانیت و درستی گفتار امیرمؤمنان به اثبات رسید.

مختار

اما مختار محب ولایت بود و شهرت شهامت و شجاعتش در شمشیر زنی مثال زدنی بود قدرت عمومی مختار در بازوانش بود و به علت درنگ در وقت شناسی به ابزار بصیرت مجهز نشد.
مختار از قبیله ثقیف؛ کـه قبیله مشهـور و گسترده‌اى از هـوازن، از اعراب منطقه طائف اسـت، می‌باشد. پـدر مـخـتـار ابـوعـبـیـده ثـقـفـى است که در اوایـل خـلافـت عـمـر از طـائف بـه مـدیـنـه آمـد و در آنجـا سـاکن شد. وى یکى از سـرداران بـزرگ جـنـگ بـا ارتـش ‍ کـسـرى(ایـران) در زمـان عمر بود.

مصلحت اندیشی مختار
مختار در زمان حضرت امام حسن مجتبی ع به علت غلبه هیاهوی تبلیغاتی معاویه به زندگی عادی خود مشغول شد و از یاری به امام حسن مجتبی استنکاف ورزید و در زمان امام حسین ع هم علیرغم اینکه میزبان و یار موثق حضرت مسلم ع شد وبه اطراف کوفه برای تجهیز ارتش مسلم بن عقیل قیام کرد هنگام خطر مصلحت سیاسی را بر تکلیف مرجح، ترجیح داد و به حمایت عمرو نزد ابن زیاد رفت. وقـتـى چـشـم ابـن زیاد به مختار افتاد، فریاد زد: "تو همانى که به یارى پسر عقیل شتافتى؟"مختار قسم یاد کرد که من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حریث به سر بردم."(1 ) عمرو برخاست و از مختار دفاع کرد و شهادت داد که او در ماجرا نبوده و بـه وى پناهنده شده است.ابن زیاد کمى آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را مى‌زدم." و دستور داد مختار را به زندان افکندند. همچنان در زندان بود تا امام حسین(ع) به شهادت رسید.(2)

مختار و طلب عفو از یزید
طلب عفو مختار به دستگاه اموی به اینجا هم ختم نشد مختار بار دیگر زائدة بن قدامه را محرمانه نزد شوهر خواهرش، عبدالله فرزند عمر بن خطّاب، به مدینه فرستاد و به او گفت: که ماجرا را به عبدالله بگوید و او از یزید برایش تقاضاى عفو کند.عبدالله، شوهر صفیه - خواهر مختار - بود. یزیـد و دیگر اموى‌ها برایش احترام قائل بودند. او نامه‌اى براى یزید فرستاد و براى مختار، که دامادش بود، تقاضاى بخشش کرد. یزید هم بلافاصله، نامه‌اى به ابن زیاد نوشت که به محض رسیدن این نامه، مختار را از حبس آزاد کند.مختار، که در یک قدمى مرگ بود، با نامه یزید نجات یافت و ابن زیاد او را خواست و به او گـوشـزد کـرد: اگر نامه امیرالمؤمنین(یزید)!! نبود،تو را مى‌کشتم. حالا برو و در کوفه نمان. مختار به ابن زیاد گفت: بسیار خوب، من براى انجام عمره به مکه مى‌روم و با این بهانه به نزد ابن زبیر آمد. (3) عمال ابن زبیر هم مختار را دستگیر کردند و به زندان انداختند.(4) مختار بـراى دومـیـن بـار بـه زندان افتاد. گوینـد زندانى شدن مختار همزمان با قیام توّابین بود.( 5)مجددا مختار از زندان براى شوهر خواهر خود، عبدالله بن عمر نامه‌اى نوشت و همانند گذشته، از زندان آزاد شد، اما با قید ضمانت.مختار پس از چند ماه زندانى شدن توسط عمال ابن زبیر، خلاصى یافت، و با یک حرکت حساب شـده مشغول برنامه‌ریزى براى قیام شد و جمعى از سران شیعه و بقایاى توابین از طرف او مامور شدند تا از مردم بیعت بگیرند.
مقایسه دو شخصیت

1- تمّار و مختار هر دو از یاران ولایت بودند یکی در انتشار دین با تفسیر و کلام اقدام می کرد و دیگری از سرداران شمشیر زن شجاع اسلام بود.

2- در اسلام بصیرت بر شمشیر اولویت دارد زیرا ؛ میثم تمّار در اواخر عمر شریفش عازم حج شد و در آنجا به خدمت ام سلمه رسید. همسر پیامبر از اسم او پرسید، میثم اسم خود را برای خانم بیان کرد. ام سلمه فرمود: بارها شنیدم که رسول خدا با امیرمؤمنان راز دل می گفت و از تو گفت وگو می کرد. این حکایت ام سلمه، نشانه عظمت میثم در نظر حضرت رسول است که بارها و بارها درباره او با حضرت امیر گفت وگو کرده است.

3- بصیرت بخشی و مبارزات خستگی ناپذیر میثم تمّار و حق گویی های او، و نیز عشق و ارادت به خاندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از او شخصیتی به یاد ماندنی و دوست داشتنی ساخت که مورد مهر و محبت امامان معصوم قرار گرفته است. سرور و سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام همواره از میثم به نیکی یاد می کرد؛ چنانکه ام سلمه خطاب به میثم فرمود:«ای میثم، حسین همواره از تو سخن می گوید». امام باقر علیه السلام نیز می فرماید: «من میثم را بسیار دوست می دارم». پیشوای ششم، امام صادق علیه السلام نیز از او به تجلیل یاد کرده، برای او درود می فرستاد.

4- میثم تمّار به جرم بصیرت بخشی شهید شد اما مختار اگر چه به جمع آوری سپاه علیه ابن زیاد و یزد اقدام کرد با عفو یزید و یارانش دو مرتبه از زندان آزاد شد.

5- میثم تمّار از خانواده ای فقیر و مستضعف بود که از نژاد عجم بود که به خاطر نژادش مورد تمسخر اعراب هم بود اما مختار به خاطر انساب و اشرافش ،آقا زاده ای بود که حتی در دستگاه یزید نیز نفوذ داشت.

6- هنگام مواجه این دو عنصر شیعه ، میثم تمّار که همه هستی و دارایی اش دفاع از ولایت بود و شرایط را برای دفاع مساعد می دید از اندیشه خود دفاع کرد اما این سردار شجاع در مقابل سخنان بی شرمانه ابن زیاد و شمشیری که بر چشمش نواخته شد سخنی به میان نیاورد.

7- مختار مرد سیاست بود و با سیاستمداری به دنبال عبور عقلانی از فضای پلیسی یزید بود و با سکوت خود و پوزش خواهی از دستگاه جور حکومت ظالمان را مشروع ساخت اما تمّار آنان را فرزندان نامشروعی می دانست که در انسان بودنش نیز تردید انداخته بود.

8- مهمترین تفاوت مختار و تمّار در خط تردید است که یک عنصر ژنده پوشی مثل تمّار به عمقی از بصیرت می رسد که کیسه های زر ،چاله های مذاب و دارهای آویخته دست و پای بریده و زبان از کام کشیده او را نمی ترساند و همانطوری که به مقتدا و مولایش علی ع قول داده است در اثر فشار ابن زیاد به فحاشی روی نمی آورد،اما خط تردید مختار اشراف زاده را چنان می شکند که چاره ای برای رهایی از آن تحقیر نمییابد جز آنکه بر دستگاه جور یزید پس از چند سال بشورد.

9- دفاع تمّار از ولایت اگرچه با کشتن کسی از دستگاه جور همراه نبود اثر گذار تر از قیام مختار بود زیرا دفاع میثم در وقت مقتضی بود و نوعی زمان شناسی در قیام تمّار بود. اما مختار 5 سال بعد از حادثه خونین کربلا و یکسال بعد از نهضت «توابین» خود را با انتساب با هدف خونخواهی حسین بن علی علیه السلام و انتقام از قاتلان شهدای کربلا قیام کرد .مختار بعد از تسلط بر حکومت، قاتلان واقعه کربلا را کشت و نیروهایی به اطراف فرستاد تا هم در مناطق دیگر غالب شده و هم جنایتکاران آنجا را به کیفرشان برساند. مدتها این تحرکات و نبرد با طرفداران بنی امیه به طول انجامید. شمار کشته شدگان در قیام مختار را بر 3000 نفر گفته اند از جمله: عمربن سعد و پسرش شمربن ذی الجوش، حکیم بن طفیل، زیادبن مالک، خولی، منقذبن مره، عبدالله بن اسید، سنان، زیدبن رقاد، مالک بن بشر، حرمله، عمروبن حجاج، ربیعة بن مخارق (فرمانده نیروهای ابن زیاد).

نکات

در سال 88 تمّار ها را دیدید و در سالهای آینده مختارهایی را خواهی دید که بیایند به جبران بی بصیرتی خویش دست به اقداماتی بزنند که دل خود را خنک کنند اما دیگر وقت گذشته است.
- ولایت سربازانی مثل تمّار را می خواهد که به وقت مبارزه زبان گویای ولی باشند نه با مصلحت سنجی سیاسی خود را از دفع فتنه ها کنار بکشند وبرای آبروی خود جان ولی را به خطر بیاندازند.
- ولایت سربازانی بصیر می خواهد که زبانش برنده تر از شمشیرش باشد و لحظه ای با جائران کنار نیایند.
-ولایت سربازانی را می خواهد که امان نامه از دشمن نگرفته باشند هرچند که بعد پشیمان شوند.
- ولایت سر بازانی را می خواهد که همه قدرتشان به قدرت اشرافی و شمشمیرشان نباشد .
-ولایت سربازانی را می خواهد که نه تندتر از ولی و نه کند تر از او حرکت کنند.معتدل و همراه
- قیام تمّار مهمتر از قیام مختار بود هرچند کسی را سر نبرید و نکشت ولی بنی امیه را رسوا کرد
-نکته آخر اینکه میثم تمّار در ادای تکلیف مختار نبود و خود را مجبور به ادای تکلیف می دانست اما مختار بدور از احساس تکلیف مصلحت سنجی کرد و با اختیار از تکلیف سر باز زد

منابع

1 -مقتل الحسین(ع) ، ابى مخنف، ص 268-270.
2 - انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 116؛ مقتل ابى مخنف، ص 271؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 249.
3- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 169-170.
4- تـاریـخ طـبـرى، ج 5، ص 581 و ج 5، ص 58؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 173.
5- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 173.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

بهتر از شما برادری نبود

در شبی که هیچ یاوری نبود

اسب بود وتیغ و صحنه نبرد

بهتر از شما دلاوری نبود

غیر دست حق ، فراز بال تان

سایه بان سایه گستری نبود

حرف اگر که بود ، عشق و درد بود

غیر ازاین دو ، حرف دیگری نبود

وای من شبی که باغ لاله سوخت

جزشرار شعله ، سنگری نبود

مثل کودکی میان حوض خون

دست وپا زدید و مادری نبود

هرچه بود وبود ، داغ تازه بود

جنگ بود و جنگ ، داوری نبود


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

ما  فصل   سپيده  از  كتاب   سحريم

 در   وادي   جود   هم  زباب   سحريم

 هرشب چو شفق به خون مي غلتيم

 هر    صبح    دوباره   آفتاب    سحريم

 هنگام ، كه   صبح   جلوه   آغاز   كند

 با  دست   صبا   پرده   گل   باز   كند 

 در  دامن   گلگون  سحر   روح  شهيد

 بر  خيزد  و سوي   عرش   پرواز   كند


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
سردار سرلشکر شهید حسن تهرانی مقدم، از فرماندهان عالیرتبه سپاه پاسداران که ظهر روز شنبه 22/8/1390 بر اثر انفجار در یکی از پادگان های سپاه در حوالی تهران به شهادت رسید، در زمان مسئولیت خود علاوه بر ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران، بنا بر اطلاعیه فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی، عضو سابق هیئت‌رئیسه این فدراسیون نیز بوده است.

اعطای درجه به سرلشکر شهید تهرانی‌مقدم از سوی فرمانده معظم کل قوا


بنا بر این گزارش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد:

تردیدی نیست راه مقدس سردار سرافراز سرلشکر پاسدار شهید حسن مقدم مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه، بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال دفاع مقدس و دیگر شهدای این حادثه ادامه خواهد یافت و همرزمان شجاع آنان مسیر عزت، پیشرفت و تقویت روز افزون توان بازدارندگی نظام و میهن اسلامی را با همان تعهد، همت و صلابت تداوم خواهند بخشید.


این اطلاعیه با اشاره به خدمات ارزشمند و تاثیرگذار سرلشکر پاسدار شهید حسن مقدم طی سی‌سال خدمت صادقانه در سپاه تصریح کرده است: پاسداران انقلاب اسلامی، مجاهدت و تلاش‌های فاخر و ماندگار سردار شهید حسن مقدم در راستای راه اندازی و سازماندهی واحدهای توپخانه و موشکی سپاه و کمک به روند فعالیت‌های تحقیقاتی و پژوهشهای دفاعی و نقش مؤثر آن شهید ارجمند در توسعه صنعت و توان دفاعی کشور را هرگز فراموش نخواهد کرد و آموزه‌های به یادگار مانده از ایشان را راهنمای شایسته خود در پیگیری رسالت خطیر پاسداری از انقلاب و دستاوردهای سترگ ‌آن ‌می‌دانند.


به گزارش فارس، پیکر پاک این فرمانده شهید سپاه پاسداران و 16 نفر دیگر از شهدای سازمان جهاد خودکفایی، فردا دوشنبه از ساعت 8:30 از مقابل حسینه ثارالله ستاد فرماندهی کل سپاه واقع در ابتدای خیابان پیروزی، میدان کلاهدوز به سمت بهشت زهرای تهران تشییع خواهد شد.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

با توجه به اینه بنده کمی در رشته ی الکترونیک آگاهی دارم لازم دیدم به این موارد عمل شود تا از سرقت اطلاعات توسط افراد سود جو جلوگیری شود.

در کافی نت ها و جاهای دیگر مراقب این قطعه ی کوچک باشید

قطعه جدید ذخیره ساز اطلاعات در انتهای کابل صفحه ی کلید نصب میشود تا کلیه کلمات تایپ شده را در خود ذخیره نماید این قطعه اکثرا در دانشگاهها ؛ ادارات ؛ کافی نت ها ؛ نمایشگاهها ؛ هتلها و فرودگاهها استفاده میشود بنابراین کسانی که در این مکانها اطلاعات حساب بانکی خود را وارد میکنند یا وارد سایتهای مهم دیگر میشوند باید بیشتر مراقب باشند






این قطعه این امکان را دارد که پس از اینکه شما اطلاعات حساب بانکی را وارد کرده و کامپیوتر را ترک میکنید براحتی مجددا حساب شما را باز کرده و تمامی موجودی حساب شما را سرقت کند زیرا تمام کلماتی که تایپ کرده‌اید در این قطعه سیاه ذخیره شده است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا أبَا عَبْدِاللهِ ، السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ ، السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أمِيرِ المُؤْمِنينَ ، وَابْنَ سَيِّدِ الوَصِيِّينَ ، السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فاطِمَةَ الزّهراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ العالَمِينَ ، السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللهِ وابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ المَوْتُورَ ، السَّلأمُ عَلَيْكَ وَعَلَى الارْواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، وَأنَاخَتْ بِرحْلِك عَلَيْكُمْ مِنّي جَميعاً سَلامُ اللهِ أبَداً ما بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ.

يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ ، وجَلّتْ وعَظُمَتْ المُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلَى جَمِيعِ أهْلِ الاسْلام ، وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أهْلِ السَّمَوَاتِ ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسَّسَتْ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَيْكُمْ أهْلَ البَيْتِ ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَأزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الّتِي رَتَّبَكُمُ اللهُ فِيها ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَلَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتالِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَمِنْ أشْياعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ وَأوْلِيائِهِمْ.

يَا أبَا عَبْدِاللهِ ، إنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَوليٌ لِمَنْ والاكُم وعدوٌّ لِمَنْ عَاداكُمْ إلى يَوْمِ القِيامَةِ ، وَلَعَنَ اللهُ آل زِيَاد وَآلَ مَرْوانَ ، وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيَّةَ قاطِبَةً ، وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجانَةَ ، وَلَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْد ، وَلَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسْرَجَتْ وَألْجَمَتْ وَتَهيّأتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ، بِأبِي أنْتَ وَاُمِّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابِي بِكَ ، فَأسْالُ اللهَ الّذِي أكْرَمَ مَقامَكَ ، وَأكْرَمَنِي بِكَ ، أنْ يَرْزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ إمام مَنْصُور مِنْ أهْلِ بَيْتِ مُحَمَّد صَلّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ.

اللهمّ اجْعَلْني عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالحُسَيْنِ عَلَيهِ السَّلأم فِي الدُّنْيا وَالاخِرَةِ مِنَ المقَرّبينْ. يَا أبَا عَبْداللهِ ، إنِّي أتَقَرَّبُ إلى اللهِ تعالى ، وَإلَى رَسُولِهِ ، وَإلى أمِيرِ المُؤْمِنينَ ، وَإلَى فاطِمَةَ ، وإلى الحَسَنِ وَإلَيْكَ بِمُوالاتِكَ ، ومُوالاةِ أَوليائِك وَبِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَنَصبَ لَكَ الحَربَ ، وبالْبَرَاءةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَيْكُمْ ، وَعلى أشياعِكُم وَأبْرَأُ إلى اللهِ وَإلى رَسُولِهِ وَبِالبراءِةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ ذلِكَ ، وَبَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ ، وَجَرَى في ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعَلَى أشْياعِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَيْكُمْ مِنْهُمْ ، وَأتَقَرَّبُّ إلى اللهِ وَإلى رَسولِهِ ثُمَّ إلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُم وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ ، وَبِالْبَرَاءَةِ مِنْ أعْدائِكُمْ ،وَالنَّاصِبِينَ لَكُم الحَرْبَ ، وَبِالبَرَاءَةِ مِنْ أشْياعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ ، يا أبا عَبدِ الله إنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ، وَوَلِيٌّ لِمَنْ والاكُمْ ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ ، فَأسْألُ اللهَ الّذِي أكْرَمَني بِمَعْرِفَتِكُمْ ، وَمَعْرِفَةِ أوْلِيائِكُمْ ، وَرَزَقَني البَراءَةَ مِنْ أعْدائِكُمْ ، أنْ يَجْعَلَني مَعَكُمْ في الدُّنْيا وَالاخِرَةِ ، وَأنْ يُثَبِّتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْق في الدُّنْيا وَالاخِرَةِ ، وَأسْألُهُ أنْ يُبَلِّغَنِي الْمقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ ، وَأنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي مَعَ إمَام مَهْدِيٍّ ظَاهِر نَاطِق بالحقِّ مِنْكُمْ ، وَأسْألُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّأنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أنْ يُعْطِيَنِي بِمُصابِي بِكُمْ أفْضَلَ ما يُعْطِي مصاباً بِمُصِيبَتِهِ ، يا لَها منْ مُصِيبَة مَا أعْظَمَها وَأعْظَمَ رَزِيّتهَا فِي الاسْلامِ وَفِي جَمِيعِ أهلِ السَّموَاتِ وَالارْضِ.

اللهُمَّ اجْعَلْني في مَقامِي هذا مِمَّن تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ.

اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَمَماتي مَماتَ مُحَمَّد وَآل ِمُحَمَّد.

اللهُمَّ إنَّ هَذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ الاكْبادِ ، اللعِينُ بْنُ ال لعِينِ عَلَى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ صَلّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ في كُلِّ مَوْطِن وَمَوْقِف وَقَفَ فِيهِ نَبيُّكَ ـ صَلّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ .اللهُمَّ الْعَنْ أبَا سُفْيانَ وَمُعَاوِيَةَ وَيَزيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ وآلَ مَرْوَانَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللعْنَةُ أبَدَ الابِدِينَ ، وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَاد وَآلُ مَرْوانَ عَليهِمُ اللَّعْنةُ بِقَتْلِهِمُ الحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلأم. اللهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللعْنَ وَالعَذابَ الالِيم.اللهُمَّ إنِّي أتَقَرَّبُّ إلَيْكَ في هذَا اليَوْمِ ، وَفِي مَوْقِفِي هَذا ، وَأيَّامِ حَيَاتِي بِالبَرَاءَةِ مِنْهُمْ ، وَاللعْنَةِ عَلَيْهِمْ ، وَبِالْمُوالاةِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيِه وعَلَيْهِمُ السَّلأمُ.

سپس می گویی:

اللهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِكَ ، اللهُمَّ الْعَنِ العِصابَةَ الَّتِي جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلأم وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ. اللهُمَّ الْعَنْهم جَميعاً ( يقول ذلك مائة مرّة).

سپس می گویی:

السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا أبا عَبْدِاللهِ وَعلَى الارْواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، وَأنَاخَت برَحْلِك عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ ، أهْلَ البَيتِ السَّلأمُ عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ الذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُم دُونَ الحُسين ( يقول ذلك مائة مرّة ).

سپس می گویی:

اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّي ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِي ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع. اللهُمَّ الْعَنْ يزِيَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَيْدَاللهِ بْنَ زِيَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبي سُفْيانَ وَآلَ زِيَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى يَوْمِ القِيامَةِ.

سپس به سجده می روی و می گویی:

اللهمَّ لَكَ الحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرينَ لَكَ عَلَى مُصابِهِمْ ، الحَمْدُ للهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيّتي. اللهُمَّ ارْزُقْني شَفاعَةَ الحُسَيْن عَلَيهِ السَّلأم يَوْمَ الوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لي قَدَمَ صِدْق عِنْدَكَ مَعَ الحُسَيْنِ وَأصْحابِ الحُسَيْن الّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْن عَلَيْهِ السَّلأم.

التماس دعا

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

کربلا یعنی ...
کربلا یعنی تولی داشتن
مهر حیدر (ع) ، عشق زهرا (س) داشتن

کربلا یعنی تیرای شدید
از پلیدی های دوران و یزید

کربلا یعنی اطاعت از امام
گه به حکم او نشستن گه قیام

کربلا یعنی به حق واصل شدن
یار حق، دشمن باطل شدن

کربلا یعنی بیا جانانه شو
گرد شمع حق پروانه شو

کربلا یعنی کتاب عشق حق
از الف تایای او سر مشق حق

کربلا یعنی که انسی با نماز
روی بر در گاه رب بی نیاز

کربلا یعنی که خون آب وضو
با خدا بی واسطه در گفتگو

کربلا یعنی همیشه مکتبی
تو حسینی، خواهر تو زینبی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

سردار سرتيپ يوسف فروتن در اين باره با ذکر مقدمه اي مي گويد: وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد ، مسائل کشور دچار تغييرات عمده اي گرديد. چرا که حکومت شاهنشاهي واژگون شده بود و تمام معيارهاي آن رژيم نيز بايد از بين مي رفت.

در چنين اوضاعي که نظام مقدس جمهوري اسلامي براي مصون ماندن از تهديدات ، نياز به تشکيلات توانمند نظامي داشت ، بنا به دستور حضرت امام خميني (ره) هسته اوليه سپاه در کشور تشکيل شد. مسئول وقف ستاد مرکزي و روابط عمومي و انتشارات سپاه مي گويد: با صدور اين فرمان ، شوراي انقلاب به هفت نفر از برادران از جمله آقايان رفيق دوست ، بشارتي و کلاهدوز مأموريت داد تا سپاه را به صورت رسمي تشکيل دهند که با تشکيل آن ، بنده از سوي شوراي فرماندهي مأمور طراحي آرم و مهر براي سپاه شدم. با ابلاغ اين مأموريت ، يکي از برادران حزب الهي را دعوت به همکاري کردم تا آرمي با شاخصه هاي نظامي ، عقيدتي و قرآني براي اين نهاد تازه تأسيس طراحي کند. بدين ترتيب وي بعد از صرف يک ماه و نيم تا دو ماه زمان براي طراحي آرم ، 3 نمونه با مشخصات مورد اشاره طراحي کرد که از بين آنها ، آرم فعلي تأييد شد. وي در تشريح مفهومي نشانه هاي به کار رفته در آرم مي گويد: «لا» به کار رفته منبعث از «لا اله الا الله» است که بيانگر ديدگاه و تفکر عقيدتي ماست. يعني تفکر غيراسلامي و غيرقرآني را قبول نداريم. در رأس هم آيه قرآني «واعدوا لهم مااستطعتم من قوه» (و هر آنچه مي توانيد از نيرو فراهم کنيد تا به وسيله آن دشمنان خدا و خودتان را بترسانيد) قرار دارد. سرهنگ بازنشسته محمدرضا قادري (مسئول وقت واحد هنرهاي تجسمي تبليغات سپاه) درباره اين آيه مي افزايد: با توجه به معني و مفهوم آيه فوق ، تقويت نيروها و تسليحات نظامي در جهت پاسداري از دين خدا و آمادگي همه جانبه در برابر انواع تهديدات ، استنباط مي شود که درواقع اين آيه ، سرلوحه و شعار اصلي و هويت ساختاري تشکيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. وي دايره بالاي آرم را نشانه کره زمين مي داند و مي گويد: کره زمين نمادي از جهاني بودن و تأکيدي بر حضور بين المللي ما در عرصه هاي مختلف جهاني است. وجود اين نماد گوياي جهان شمول بودن راه و اعتقاد پاسداران انقلاب اسلامي است. سردار فروتن شاخه به کار رفته در آرم را شاخه زيتون يعني سمبل و نشانه صلح معرفي مي کند و مي گويد: علت به کارگيري آن در اين آرم اين است که بدين وسيله نشان دهيم صلح طلب هستيم. اما اگر لازم باشد مبارزه هم مي کنيم. زيرا معتقديم قسط و عدل زماني برپا مي شود که قدرت نظامي ، همراه با تفکر صحيح قرآني باشد. سرهنگ قادري با بيان اينکه دست راست نماد قدرت است ، به مشت گره شده با اسلحه اشاره مي کند و مي افزايد: در اين نشان ، مشت گره شده با اسلحه نماد بارز مقاومت مسلحانه مردمي و به بيان ديگر گوياي مجاهدت در راه خدا ، ايستادگي و مقاومت مردمي براي دفاع از آرمان هاي اسلامي و انقلابي و مبارزه عليه طاغوت هاي زمانه است. وي سخنان خود را اينگونه ادامه مي دهد که به جهت پاسداري و حفاظت از دين خدا و با در نظر گرفتن و مردمي بودن زير بناي تشکيل اين نهاد مقدس ، نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بر آن نهاده شده است. مسئول وقت روابط عمومي و انتشارات سپاه نيز در اين رابطه مي گويد: در اساس نامه اصلي که در مجلس موجود است ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ثبت شده است. اما چون معتقد بوديم سپاه محدود به ايران نمي شود ، کلمه ايران را در آرم پيش بيني نکرديم. وي سال 1357 که در پايين آرم ذکر شده را سال تأسيس واحدهاي سپاه (قبل از صدور فرمان امام (ره) مبني بر تشکيل سپاه در 2 ارديبهشت 1358) اعلام مي کند. سردار فروتن اينگونه ادامه مي دهد که پس از تصويب طرح در شوراي فرماندهي ، براي تأييد خدمت نمايندگان حضرت امام (ره) و شوراي انقلاب (شهيد دکتر بهشتي) ارسال کرديم. زيرا معتقد بوديم و هستيم که نماينده ولايت ، موجوديت ما را مهر تثبيت مي زند. بدين ترتيب در دومين جلسه رسمي که خدمت حضرت امام خميني (ره) در قم رسيديم ، امام خطاب به ما فرمودند:«کارهاي شما در قالب قرآن باشد. به نحوي که نه از آن جلو بيفتيد و نه عقب بمانيد. هرچه در توان داريد براي حفظ و توسعه اسلام و قرآن به کار گيريد.» وقتي ايشان اين صحبت ها را فرمودند ، متوجه شديم امام (ره) اين آرم را براي ما تفسير کرده اند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

 زندگي‌نامه‌ي شهيد سيدرمضان حسينيان آهنگري

شهيد سيدرمضان حسينيان فرزند مرحوم سيّدفضل‌ا… در سال 1346 در خانواده مذهبي در روستاي گاوان‌آهنگر از بخش بالاتجن قائم‌شهر ديده به جهان گشود و در دامان پدر و مادري زحمت‌كش و شيعه از تبار رسول‌ا…(ص)  پرورش يافت. از دوران نوجواني عشق و علاقه‌ي خويش را، نسبت به رسول‌ا…(ص) و أئمّه معصومين(ع) به خصوص سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) ظاهر ساخت كه زبانزد عام و خاص شد.

 

از همان اوان كودكي مقيّد به فرايض ديني و ترك محرّمات بود و هرگز دروغ نمي‌گفت. در ضمن درس خواندن، در انجمن اسلامي و بسيج مقاومت محل؛ يعني، روستاي گاوان‌آهنگر و منطقه‌ي موحّدين شهرستان قائم‌شهر فعّاليّت داشت است، و در بين بچّه‌هاي مذهبي، محبوبيّتي خاص داشته و به سيّدرمضان نترس مشهور بود.

هر وقت به محل مي‌آمد در عمران و آبادي به خصوص، تعميرات مسجد محل، نقش اساسي داشته و لبخندهاي آرام و جذّابش بيننده را مجذوب مي‌كرد و نيمه‌هاي شب با صداي بلند قرآن و نماز مي‌خواند، به طوري كه، همسايه‌ها با تلاوت كلام‌ا… مجيد او از خواب بيدار مي‌شدند و آيه‌ي قرآن « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم1 …» را با اعمال و كردارش، تحقق عيني مي‌بخشيد. دوستانش نقل مي‌كنند كه گاهي اوقات سوار بر دوچرخه، براي رعايت كردن حكم خدا، به ناچار به آسمان نگاه مي‌كرد، هرچند احتمال خطر مي‌رفت. در سال دوم دبيرستان به علّت عشق و علاقه رهبري امام امّت و اسلام ناب محمّدي(ص) درس و مشق را رها كرده و بعد از آموزش مقدّماتي عازم جبهه‌هاي حق عليه باطل شد و در مورّخه‌ي 14/12/1365 در كربلاي 5 منطقه‌ي عملياتي شلمچه با دست بريده و پاي شكسته و بدن پاره پاره شده، در صحراي سوزان كربلاي ايران عاشقانه به سوي معبود شتافت و پس از 8 سال مفقوديّت در تاريخ 14/11/1373 پيكر مطهّرش در روستاي گاوان‌آهنگر در گل‌زار شهدا در جوار دوستان و هم‌رزمانش به خاك سپرده شد.

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 بسم الله الرّحمن الرّحيم

 وصيّت نامه‌ي شهيد سيّدرمضان حسينيان

 

« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ1 »

« هرگز گمان نبر، كساني كه در راه خدا، كشته شده‌اند، مرده‌اند! بلكه آنان زنده‌اند در نزد پرودگارشان روزي داده مي‌شوند.»

با سلام و درود بر مهدي موعود(عج)، درهم كوبنده‌ي ظلم و ستم و با سلام و درود بر شهيدان كربلاي امام حسين(ع) تا شهيدان كربلاي ايران اسلامي و با سلام و درود بر امام امّت و امّت امام و رزمندگان اسلام. از آن‌جايي كه كشور ما، علي الظّاهر مسلمان بودند ولي اسلام داشت از بين مي‌رفت و مردم كم كم رو به‌سوي كشورهاي سرمايه داري و بي ديني
مي گراييدند، سپس توسّط مردان هوشيار و علماي اسلام و به ياري خدا و مردم، انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و دشمنان اسلام شكست سختي خوردند. بعد از اين كه صدّام كافر،
نوكر آمريكا و ابرقدرت جهان، جنگ را به ملّت ستمديده‌ي ايران، تحميل كرده است، آن‌ها به خيال خام خود، اين‌كه اين جنگ بين عرب و عجم مي‌باشد، در حالي كه اين‌طور نيست. آن‌ها بي‌دين هستند، آن‌ها مي‌خواستند دين اسلام و قرآن را در كشور اسلامي از بين ببرند. از آن‌جايي كه، دين اسلام و قرآن، در خطر است، بر هر فرد مسلمان، يك امر واجب و شرعي
مي‌باشد تا با دشمنان اسلام بجنگيم و براي حفظ اسلام و قرآن و ميهن خود دفاع كنيم.

اين‌جانب سيّدرمضان حسينيان، فرزند مرحوم سيّدفضل الله، كه در تاريخ 21/11/65 عازم جبهه‌هاي جنگ حقّ عليه باطل روانه شدم تا به اندازه‌ي قدرت و توانايي كه دارم براي پيروزي اسلام، دفاع كنم. ما در راه خدا مي‌جنگيم و ما آن‌قدر مي‌جنگيم تا در راه خدا شهيد شويم كه پيروزي از آن ماست. چون راه رزمندگان راه امام حسين(ع) است. اگر شهيد شدم، مرا غسل و كفن نكنيد2، چون رهبرم امام حسين(ع) غسل و كفن نداشت. به مادرم بگوييد كه علي به آرزوي خود رسيد در جمع گريه و زاري نكنيد كه، دشمنان اسلام شاد مي‌شوند و به او بگوييد اگر گناهي در حقّ تو كردم، به خاطر خدا مرا ببخش. در آخر، پيام به ملّت شهيدپرور و مسلمان واقعي اين كه، در خطّ امام و خطّ سرخ امام حسين(ع) باشند و ادامه دهندگان راه شهيدان كربلاي امام باشند. پيام ديگرم به انجمن‌هاي اسلامي اين است كه انشاءالله ادامه دهندگان راه شهداي اسلام باشند.

ضمناً مرا پايين شهدا سيّدمحمود آقاجان زاده و صالح نجف زاده در محلّ تولّدم روستاي گاوان آهنگر دفن كنيد و نوشته‌ي « يا سيّدالشّهدا » در پيشاني من ببنديد در
پهلوي من، قرآن و سجّاده‌ي نماز قرار دهيد.

 

« وصيّت به مادر عزيزم »

« به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان »

از آن‌جايي كه ما براي اسلام و قرآن، قدم برداشتيم و براي نابودي دشمنان اسلام و متجاوزان تاريخ كه به ملّت مظلوم و زحمت‌كش ايران اسلامي حمله كردند و مردمان بي‌گناه و كودكان معصوم را به شهادت مي‌رسانند، براي ما مسلمانان يك امر واجب بود تا با آن‌ها به مقابله برخيزيم و از آن‌جايي كه ما مي‌دانيم دين اسلام در خطر دشمن قرار دارد، قرآن را از ما مي‌گيرد. ما بايد جنگ را عليه دشمنان قرآن شروع كرده و دفاع كنيم از قرآن و دين خدا.
من براي ياري رساندن دين خدا و قرآن به جبهه رفتم و از خانواده‌ام مي‌خواهم كه از
دولت جمهوري اسلامي ايران، هيچ‌گونه انتظار پولي و يا چيزي را نداشته باشند. اي مادر عزيزم! تو فرزندت را تربيت درست و اسلامي كردي و بعد هديه به اسلام كردي. اي مادر! سلام بر تو كه چنين فرزندي به اسلام هديه كردي. « بهشت زير پاي مادران است1. » اگر من در راه خدا شهيد شدم و به سوي خدا رفتم، از مادرم هيچ انتظاري نخواهم داشت كه از دولت اسلامي درخواست پولي يا چيزي كند. آناني كه از دولت اسلامي درخواست پولي و يا چيزي را مي‌كنند، آنان فرزندشان را به دولت فروختند.

 

بار خدايا! ما را جزء شهيدان كربلاي امام حسين(ع) قرار بده.

اگر ما را نيامرزيدي، از اين دنيا مبر.

سيّدرمضان حسينيان 2/12/1365


1- سوره‌ي نساء آيه‌ي 31 خداوند عزّ و جلّ مي‌فرمايد: اي محمد(ص) به مردهاي اهل ايمان بگو: چشم‌هاي خودشان را ( از نگاه كردن به زن‌هاي بيگانه ) بپوشانند.

1- سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 169

2- شهيد عزيز ما، در مورّخه‌ي 14/12/1365 در كربلاي 5 منطقه‌ي عمليّاتي شلمچه، به درجه‌ي رفيع شهادت نايل آمد و پس از 8 سال مفقوديّت در تاريخ 14/11/1373 پيكر مطهّرش كه از چند قطعه استخوان و مقداري خاك پاك منطقه بود به خاك سپرده شد و در حقيقت به وصيّت او يعني بدون غسل و كفن، عمل شد.

1- از پيامبر اكرم(ص): الجَنَّةُ تَحْتَ اَقْدامِ الامهات  نهج الفصاحه‌ي حديث 1328 مترجم ابوالقاسم پاينده  ص 280


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
فیلم جای اژدها (There be dragons) فیلمی به کارگردانی رولند جفی و بازیگری گلشیفته فراهانی در نقش لیلا محصول سال ۲۰۱۱ است.
فراهانی در پروژه تازه کارگردان رولند جافی که یک فیلم درام است،در نقش لیلا با او همکاری می‌‌کند. 
فیلم There Be Dragons محصول سال 2011 میلادی– اسپانیا و در ژانر بیوگرافی، درام به مدت 122 دقیقه می باشد و دیدن این فیلم به افراد زیر 13 سال در خارج از ایران نیز به هیچ وجه توصیه نمی شود.
 

 
داستان فیلم در بحبوحه ی جنگ داخلی اسپانیا و در حالی که وحشت همه جا را فرا گرفته، او توسط یک روزنامه نگار به ارتباطات عمیق پدرش و نفوذ عمیق و تاریک او در زندگی است، پی می برد.
 

 
 
 
Charlie Cox, Wes Bentley and Dougray Scott
فيلم‌های ديگری كه گلشيفته در آن‌ها بازی می‌كند و قرار است در آينده اكران شوند فيلم فرانسوی به نام (Si tu meurs, je te tue) و در نقش یکم به كارگردانی (Hiner Saleem) و در فيلم (Chicken with Plums) به كارگردانی (Vincent Paronnaud) و (Marjane Satrapi) حضور داشته است.
فراهانی چندی پیش در اظهاراتی که همراه تصاویر وی در نشریه مد wox - که در نمایش عکس های عریان سابقه دارد- گفته بود که از حجاب متنفر است.
 

 
از دیگر سو گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم  را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی در تختخواب هتل می خوابد و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه جوان پیش از این موفق، باید از حجاب متنفر باشد.
 
 
 
 


چندی پیش نیز جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد نیز  در پاسخ به سوالی درباره احتمال بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران گفته بود:«من در دوره مسئوليتم يك بار درباره گلشيفته فراهاني گفته بودم كه مي‌تواند برگردد. در آن مقطع اين امكان وجود داشت. ولي بعدا اتفاق‌هاي ديگري افتاد. ممكن است من ۲۰ سال پيش به كسي رأي داده باشم كه الان قبولش نداشته باشم. در اين يك سال و نيم شرايط تغيير كرد و ديگر مشكل گلشيفته فراهاني در حوزه اختيارات ما نيست. اخيرا هم شنيده‌ايم اين بازيگر در فيلمي در كردستان بازي كرده كه صحنه‌هاي ناجوري دارد. که در این صورت بعید است خود جامعه بازیگری علاقه به حضور ایشان داشته باشد.»

 
 
اما این داستان روی دیگری هم دارد، پیش از این و درست در زمانی که گلشیفته فراهانی در فیلم "ریدلی اسکات" بازی کرد و پس از آن عکس های بی حجابش در رسانه ها و سایت های اینترنتی پخش شد؛ برخی از صاحب نظران حوزه فرهنگ و هنر که سابقه غرب را در چنین پروژه هایی دیده بودند زبان به هشدار گشودند؛ آنها نمونه های مختلفی چون گلشیفته فراهانی را دیده بودند، چه از نوع وطنی آن که در سال های پس از پیروزی انقلاب نمونه های متنوع داشت و چه از انواع دیگر غیر وطنی اش.
کم نبودند کسانی مانند فراهانی که امید هالییوودی شدن و تبدیل شدن به ستاره سینمای ینگه دنیا به سنت های وطنی اش پشت پا زدند و همه چیز را نادیده گرفتند.
 اما در نهایت وقتی استفاده تبلیغاتی این ستاره ها به پایان می رسد اندک اندک حتی نشریات مبتذل مد هم به سراغ آنها نخواهند رفت و تازه تلخی غربت و مزه گس آلت دست شدن حس می شود. احساس بدی آنقدر بد که تلخی آن را حتی می شود از یادداشت پدر گلشیفته یعنی بهزاد فراهانی حس کرد.

"این روزها بیش از هر چیز به یاد بچه هایی هستم که ایران نیستند و در خارج از کشور فعالیت می کنند، نقاشان، موسیقی دان ها، بازیگران، کارگردانان و... همه هنرمندانی که ایران را ترک کرده اند و دور از اینجا مشغول کارهای هنری شده اند، دلیل آنها برای ترک ایران هر چه باشد،ما باید به این فکر کنیم که چه راهی برای آنها وجود دارد. ما غربت را نمی شناسیم و وقتی از آن دور هستیم، درکی از آن نداریم، اما وقتی در آن قرار می گیریم، می فهمیم خیلی سخت تر از آن چیزی است که تصور می کرده ایم. من وقتی که در پاریس سکته کردم و چند روزی خوابیدم. ایرانی های مقیم آنها به دیدنم آمدند و بسیار به من لطف کردند. وقتی به این اتفاقها نگاه می کنم، می بینم جوانانی که ساکن خارج از ایران هستند،عاطفه شرقی شریف خود را دارند، اما غصه ناهنجارغربت هم در دلشان هست و آنها را رنج می دهد. وقتی از دور به آنها نگاه می کنیم، می بینیم دارند زندگی می کنند، کار می کنند و... اما غصه هایشان را نمی بینیم، چرا شرایط باید طوری باشد که هنرمندان اهل فکر ما ترجیح بدهند جای دیگری زندگی کنند؟ این موقعیت باید سامان داده شود. دولت باید با کسانی که از اینجا رفته اند، برخورد موجهی داشته باشد، چون هنرمندان ما، انسان های شریفی هستند. انسان هایی اهل فکر که به امور ناهنجار اشتغال دارند، بلکه اهل فکر و فرهنگ هستند. هم دولت و هم ما باید شرایطی را فراهم کنیم که هنرمندانمان برای بازگشت احساس امنیت کنند و به فکر برگشتن باشند. اما این اتفاق نمی افتد و این تلخ است... خیلی تلخ است."

اما چه باید کرد که الغریق یتشبث بکل حشیش- کسی که در حال غرق شدن است به هرچیزی چنگ می زند- و همین شد که هر روز گلشیفته بیش از دیروز پل های پشت سرش را خراب کرد و از آن سو هم نتوانست تا جای پای محکمی برای خودش دست و پا کند. حالا گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی- مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را تدبیر نیست!


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله

ايــن قافله تــــا کربلا ديگــر نـــدارد فاصله

از کعبه گِـــل آمده، تـــا کعبه دل می رود

اين کاروان غم فزا، منزل به منزل می رود

يک زن ميان محملی، بر ناقه در تاب و تب است

عبـاس و اکبــر دور او، ايـن زن خدا يا زينب است

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله

ايــن قافله تــــا کربلا ديگــر نـــدارد فاصله

لحظه به لحظه می شود درد و غمش در دل فزون

گويـد حسينش زيــر لـب انّا اليه راجعون

نجمه نمی گيـــرد نگــاه از روی ماه قاسمش

با اشک حسرت ميزند شانه به موی قاسمش

هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله

ايــن قافله تــــا کربلا ديگــر نـــدارد فاصله

در مهد آغوش رباب، رفته علی اصغر به خواب

بوسد گلـــوی نــاز او، امّــا دلــش در اضطراب

وقتی رقيه پــرده محمل بـه بالا می برد

دل می برد از قافله چون نام بابا می برد


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
/**/

شعرمرحوم شهریار

بر آستان والای آیت الله خامنه‌ای ریاست جمهوری اسلامی محبوب و امام جمعه بزرگوار تهران تقدیم و توفیق روزافروز ایشان و امام امت و رزمندگان اسلام را شب و روز به دعا مسئلت می‌نمایم.

رشگم آید كه تو حیدر بابا

بوسی آن دست كه خود دست خداست

راستان دست چپ از وی بوسند

كه خدا بوسد از او دست براست

در امامت به نماز جمعه

صد هزارش بخدا دست دعاست

من بیان هنرم، یك دل و بس

او عیان هنر از سر تا پاست

او شب و روز برای اسلام

پای پویا و زبان گویاست

او چه بازوی قوی و محكم

با امامی كه ره و رهبر ماست

شهریارا سری افراز به عرش

كو نگاهیش به (حیدربابا) ست

 تبریز- دوازدهم ذی‌الحجه/ 1407 هجری قمری مطابق هفدهم امرداد /1366 شمسی

سیدمحمدحسین شهریار (در هشتاد و دو سالگی)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
http://pichak.net/alexa/


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک