فرهنگی-مذهبی
 

 زندگي‌نامه‌ي شهيد سيدرمضان حسينيان آهنگري

شهيد سيدرمضان حسينيان فرزند مرحوم سيّدفضل‌ا… در سال 1346 در خانواده مذهبي در روستاي گاوان‌آهنگر از بخش بالاتجن قائم‌شهر ديده به جهان گشود و در دامان پدر و مادري زحمت‌كش و شيعه از تبار رسول‌ا…(ص)  پرورش يافت. از دوران نوجواني عشق و علاقه‌ي خويش را، نسبت به رسول‌ا…(ص) و أئمّه معصومين(ع) به خصوص سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) ظاهر ساخت كه زبانزد عام و خاص شد.

 

از همان اوان كودكي مقيّد به فرايض ديني و ترك محرّمات بود و هرگز دروغ نمي‌گفت. در ضمن درس خواندن، در انجمن اسلامي و بسيج مقاومت محل؛ يعني، روستاي گاوان‌آهنگر و منطقه‌ي موحّدين شهرستان قائم‌شهر فعّاليّت داشت است، و در بين بچّه‌هاي مذهبي، محبوبيّتي خاص داشته و به سيّدرمضان نترس مشهور بود.

هر وقت به محل مي‌آمد در عمران و آبادي به خصوص، تعميرات مسجد محل، نقش اساسي داشته و لبخندهاي آرام و جذّابش بيننده را مجذوب مي‌كرد و نيمه‌هاي شب با صداي بلند قرآن و نماز مي‌خواند، به طوري كه، همسايه‌ها با تلاوت كلام‌ا… مجيد او از خواب بيدار مي‌شدند و آيه‌ي قرآن « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم1 …» را با اعمال و كردارش، تحقق عيني مي‌بخشيد. دوستانش نقل مي‌كنند كه گاهي اوقات سوار بر دوچرخه، براي رعايت كردن حكم خدا، به ناچار به آسمان نگاه مي‌كرد، هرچند احتمال خطر مي‌رفت. در سال دوم دبيرستان به علّت عشق و علاقه رهبري امام امّت و اسلام ناب محمّدي(ص) درس و مشق را رها كرده و بعد از آموزش مقدّماتي عازم جبهه‌هاي حق عليه باطل شد و در مورّخه‌ي 14/12/1365 در كربلاي 5 منطقه‌ي عملياتي شلمچه با دست بريده و پاي شكسته و بدن پاره پاره شده، در صحراي سوزان كربلاي ايران عاشقانه به سوي معبود شتافت و پس از 8 سال مفقوديّت در تاريخ 14/11/1373 پيكر مطهّرش در روستاي گاوان‌آهنگر در گل‌زار شهدا در جوار دوستان و هم‌رزمانش به خاك سپرده شد.

 

روحش شاد و راهش پررهرو باد

 بسم الله الرّحمن الرّحيم

 وصيّت نامه‌ي شهيد سيّدرمضان حسينيان

 

« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ1 »

« هرگز گمان نبر، كساني كه در راه خدا، كشته شده‌اند، مرده‌اند! بلكه آنان زنده‌اند در نزد پرودگارشان روزي داده مي‌شوند.»

با سلام و درود بر مهدي موعود(عج)، درهم كوبنده‌ي ظلم و ستم و با سلام و درود بر شهيدان كربلاي امام حسين(ع) تا شهيدان كربلاي ايران اسلامي و با سلام و درود بر امام امّت و امّت امام و رزمندگان اسلام. از آن‌جايي كه كشور ما، علي الظّاهر مسلمان بودند ولي اسلام داشت از بين مي‌رفت و مردم كم كم رو به‌سوي كشورهاي سرمايه داري و بي ديني
مي گراييدند، سپس توسّط مردان هوشيار و علماي اسلام و به ياري خدا و مردم، انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و دشمنان اسلام شكست سختي خوردند. بعد از اين كه صدّام كافر،
نوكر آمريكا و ابرقدرت جهان، جنگ را به ملّت ستمديده‌ي ايران، تحميل كرده است، آن‌ها به خيال خام خود، اين‌كه اين جنگ بين عرب و عجم مي‌باشد، در حالي كه اين‌طور نيست. آن‌ها بي‌دين هستند، آن‌ها مي‌خواستند دين اسلام و قرآن را در كشور اسلامي از بين ببرند. از آن‌جايي كه، دين اسلام و قرآن، در خطر است، بر هر فرد مسلمان، يك امر واجب و شرعي
مي‌باشد تا با دشمنان اسلام بجنگيم و براي حفظ اسلام و قرآن و ميهن خود دفاع كنيم.

اين‌جانب سيّدرمضان حسينيان، فرزند مرحوم سيّدفضل الله، كه در تاريخ 21/11/65 عازم جبهه‌هاي جنگ حقّ عليه باطل روانه شدم تا به اندازه‌ي قدرت و توانايي كه دارم براي پيروزي اسلام، دفاع كنم. ما در راه خدا مي‌جنگيم و ما آن‌قدر مي‌جنگيم تا در راه خدا شهيد شويم كه پيروزي از آن ماست. چون راه رزمندگان راه امام حسين(ع) است. اگر شهيد شدم، مرا غسل و كفن نكنيد2، چون رهبرم امام حسين(ع) غسل و كفن نداشت. به مادرم بگوييد كه علي به آرزوي خود رسيد در جمع گريه و زاري نكنيد كه، دشمنان اسلام شاد مي‌شوند و به او بگوييد اگر گناهي در حقّ تو كردم، به خاطر خدا مرا ببخش. در آخر، پيام به ملّت شهيدپرور و مسلمان واقعي اين كه، در خطّ امام و خطّ سرخ امام حسين(ع) باشند و ادامه دهندگان راه شهيدان كربلاي امام باشند. پيام ديگرم به انجمن‌هاي اسلامي اين است كه انشاءالله ادامه دهندگان راه شهداي اسلام باشند.

ضمناً مرا پايين شهدا سيّدمحمود آقاجان زاده و صالح نجف زاده در محلّ تولّدم روستاي گاوان آهنگر دفن كنيد و نوشته‌ي « يا سيّدالشّهدا » در پيشاني من ببنديد در
پهلوي من، قرآن و سجّاده‌ي نماز قرار دهيد.

 

« وصيّت به مادر عزيزم »

« به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان »

از آن‌جايي كه ما براي اسلام و قرآن، قدم برداشتيم و براي نابودي دشمنان اسلام و متجاوزان تاريخ كه به ملّت مظلوم و زحمت‌كش ايران اسلامي حمله كردند و مردمان بي‌گناه و كودكان معصوم را به شهادت مي‌رسانند، براي ما مسلمانان يك امر واجب بود تا با آن‌ها به مقابله برخيزيم و از آن‌جايي كه ما مي‌دانيم دين اسلام در خطر دشمن قرار دارد، قرآن را از ما مي‌گيرد. ما بايد جنگ را عليه دشمنان قرآن شروع كرده و دفاع كنيم از قرآن و دين خدا.
من براي ياري رساندن دين خدا و قرآن به جبهه رفتم و از خانواده‌ام مي‌خواهم كه از
دولت جمهوري اسلامي ايران، هيچ‌گونه انتظار پولي و يا چيزي را نداشته باشند. اي مادر عزيزم! تو فرزندت را تربيت درست و اسلامي كردي و بعد هديه به اسلام كردي. اي مادر! سلام بر تو كه چنين فرزندي به اسلام هديه كردي. « بهشت زير پاي مادران است1. » اگر من در راه خدا شهيد شدم و به سوي خدا رفتم، از مادرم هيچ انتظاري نخواهم داشت كه از دولت اسلامي درخواست پولي يا چيزي كند. آناني كه از دولت اسلامي درخواست پولي و يا چيزي را مي‌كنند، آنان فرزندشان را به دولت فروختند.

 

بار خدايا! ما را جزء شهيدان كربلاي امام حسين(ع) قرار بده.

اگر ما را نيامرزيدي، از اين دنيا مبر.

سيّدرمضان حسينيان 2/12/1365


1- سوره‌ي نساء آيه‌ي 31 خداوند عزّ و جلّ مي‌فرمايد: اي محمد(ص) به مردهاي اهل ايمان بگو: چشم‌هاي خودشان را ( از نگاه كردن به زن‌هاي بيگانه ) بپوشانند.

1- سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 169

2- شهيد عزيز ما، در مورّخه‌ي 14/12/1365 در كربلاي 5 منطقه‌ي عمليّاتي شلمچه، به درجه‌ي رفيع شهادت نايل آمد و پس از 8 سال مفقوديّت در تاريخ 14/11/1373 پيكر مطهّرش كه از چند قطعه استخوان و مقداري خاك پاك منطقه بود به خاك سپرده شد و در حقيقت به وصيّت او يعني بدون غسل و كفن، عمل شد.

1- از پيامبر اكرم(ص): الجَنَّةُ تَحْتَ اَقْدامِ الامهات  نهج الفصاحه‌ي حديث 1328 مترجم ابوالقاسم پاينده  ص 280


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ توسط ابوعمار حسین زاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک