سخنرانی منتشرنشده سرلشگر شهیدکاظمی در لشگر 31عاشورا /1384
پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا: واقعاً مهدی یک انسان فوق العاده بزرگی بود من هر روز، روزی نیست – در محضر خدا دارم صحبت می کنم – که از چند شهید بخصوص دو شهید همواره یادی نبرم یکی از آن شهدا مهدی است و همواره مهدی را در رفتار خودم ، در زندگی خودم نظاره گر بر اعمال شخصی خودم و مسئولیت های خودم می دانم .
و
شما بچه های لشکر عاشورا بدانید که اگر آقا مهدی بر اعمال ناظر هست ، بر
لشکر بیشتر ناظر است ، بر اعمال تک تک شماها که شاکله این لشکر پر افتخار و
پر شهید را تشکیل داده اید .
... بدون هیچ شکی همواره آقا مهدی عزیز و حمید آقای سرافراز و علی تجلایی و همه شهدای این لشکر نظاره گر اعمال ما هستند بخصوص بر این لشکر که مردان بزرگی در آن فداکاری کردند و شهید شدند. لشکری که آقا مهدی سرافراز و مظلوم در آن خیلی سختی کشید و برای پیروزی این لشکر خونهای زیادی ریخته شد.
از آغاز لشکر تا عملیات بدر لشکر دوران پر از حماسه دارد و بعد از آن دورانی است که آقا مهدی شهید شده و لشکر در وضعیت دیگری قرار گرفت ...
عظمت لشکر عاشورا را باید از ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی مهدی بر گرفت از حمید و علی تجلایی و بقیه شهدا بماند. واقعاً مهدی یک انسان فوق العاده بزرگی بود من هر روز، روزی نیست – در محضر خدا دارم صحبت می کنم – که از چند شهید بخصوص دو شهید همواره یادی نبرم یکی از آن شهدا مهدی است و همواره مهدی را در رفتار خودم ، در زندگی خودم نظاره گر بر اعمال شخصی خودم و مسئولیت های خودم می دانم . و شما بچه های لشکر عاشورا بدانید که اگر آقا مهدی بر اعمال ناظر هست ، بر لشکر بیشتر ناظر است ، بر اعمال تک تک شماها که شاکله این لشکر پر افتخار و پر شهید را تشکیل داده اید .
چه می کنید ؟ برای راه آقا مهدی چه تلاشی می کنید برای حفظ عظمت مهدی و حمید و همه شهدایی که از این سرزمین پر افتخار شهید شدند. چه تلاشی دارید می کنید كه اين تلاش دو صورت دارد، يك تلاش بر مي گردد به خودمان كه ما ماهيتاً چه داريم مي كنيم در قلب و رفتار ما چه دارد مي گذرد، یکی هم در رابطه با مسئولیتی است که به ما سپرده شده است، قطعاً اگر خدای ناخواسته ما در راهی و مسیری که راه و مسیر مهدی و شهدا و راه خدا نباشد، قدم برداریم، اولین کسی که در پیشگاه خداوند سرش پايين مي رود، آقا مهدی و آقا حمید است، چون شماها، رفتار ماها، باعث مباهات شهداء است باعث مباهات آقا مهدی است، یعنی آقامهدی در محضر خدای متعال این افتخار را دارد که این لشکر جاودانه اثر آقا مهدی ست. اگر خدای نکرده در بین ماها و بخصوص شما ها که شاکله این لشکر را شکل داده اید عملی انجام بشود که آن عمل خلاف امر خدای متعال باشد، آقا مهدی سر به زیر خواهد شد و ناراحت خواهد شد و ما پاسخی نداریم بدهیم و قطعاً بسیار سخت و ناگوار خواهد بود. این یک مسئولیت، که همواره ما ها که مهدی و مهدی ها را و لشکر عاشورای پر افتخار را در زمان حماسه و ایثار درک کرده ایم متوجه خودمان باشیم چه داریم می کنیم ؟
روز را چگونه طی می کنیم، شب را چه شکلی سپری می کنیم و دل های ما کجاست، حواس ما کجاست؟
در راه کمال و سر بلندی چقدر قدم بر می داریم، در راه پیشرفت و نزدیک شدن به خدای متعال چقدر تلاش می کنیم و خدای ناکرده راه خسران را چگونه طی می کنیم، این یکی از موضوعات بسیار مهم و مرتبط همیشگی ما با شهداست و آقا مهدی باکری همواره براین موضوعات نظاره گر است و شکی هم بر این نیست، اعمال خوب و شایسته شما باعث سر افرازی آقا مهدی است، آقا مهدی را در پیشگاه خداوند سرافراز می کنید، هرچه عمل شایسته انجام بدهید، هر چه رشد بکنید، هر چه قلب هایتان بزرگ باشد، هر چه خودتان را به خدای متعال نزدیک بکنید هرچه به سوی نور و کمال به پیش بروید باعث مباهات شهدا هستید و دست آقا مهدی را پر می کنید. قدرت شفاعت آقا مهدی را می برید بالا. که انشاءالله امیدوارم شما ها از آن جنس باشید.
من لشکر عاشورا را به خوبی خوب می شناسم، من در مسائل درونی آقا مهدی آگاهی زیادی داشتم و در سختی های آقا مهدی مطلع بودم. مهدی همه چیز برایش فراهم نبود که فرماندهی بکند، مهدی را می شناسید، همه تان می شناسید.
شهید کریم طریقت یک جوان بیست وچند ساله بود تازه ازدواج کرده بود و خدا یک بچه بهش داده بود، دو سه روز مانده به شهادتش در عملیات والفجر 8 آمد پیش من گفت که من دیگر نمی توانم دوری آقا مهدی را تحمل بکنم. و از تو که دوست آقا مهدی هستی می خواهم که دعا بکنی و از آقا مهدی بخواهی که مرا ببرد و همین اتفاق هم در عملیات والفجر 8 افتاد. ببینید برادرها ! این رابطه هست.
من لشکر 31عاشورا را خیلی خیلی خوب می شناسم از گذشته تا حالا؛ پس این لشکر بعضی جا ها فرق دارد، این لشکر وجه تمایزی دارد چون مهدی مظلوم بود، چون مهدی خیلی فداکار بود، چون مهدی خیلی ایثار گر بود، مهدی باکری نمی خوابید و یا می خوابید خیلی کم می خوابید؛ مهدی غذا نمی خورد، اگر می خورد خیلی کم می خورد، مهدی با تمام وجودش کنترل می کرد که آیا لشکر غذا خورده، لشکر مسائلش حل شده و بعد خودش از کمترین ها استفاده می کرد، رابطه من با آقا مهدی را خیلی هاتون خوب می دانید. بر این لشکر رعایت خیلی مسائل لازم تر است، که یکی از این موضوعات مربوط به خود شما ها بود که گفتم، پس برادر های عزیز همواره خودتان را در محضر خدای متعال و آقا مهدی و حمید و بقیه شهدا بدانید، بعد ببینید چه می کنید، قطعاً من می توانم قسم بخورم، آنهایی که، آن افرادی که با آقا مهدی مرتبط بودند و خیلی نزدیک بودند، اگر خدای ناکرده عمل غیر شایسته ای بکنند، یا شب اول یا شب دوم مهدی می آید سراغش، می گوید فلانی تو نکن. تو از مائی، و همه شما ها از آقا مهدی هستید، روح مهدی بر این لشکر، و این لشکر متعلق به آقا مهدی و یاران آقا مهدی است که در جنگ شهید شدند. حمید و علی و همه اینها.
دوم، لشکر شما دارای یک نقش فوق العاده حساسی است، که همواره اقدامات شما باید اقتدارگرا، بازدارنده و پیش برنده باشد، یعنی لشکر عاشورا به مانند عقابی تیز تک، هوشیار، پر نشاط، بالنده در خروش باشد.
به این باشید که این لشکر باید قهرمان باشد و این منطقه، در خودش یک لشکر قهرمان پرنشاط و بالنده همیشگی دارد. و انقلاب اسلامی به این افتخار می کند و شماتشکیل دهنده این لشکر و اداره کننده این لشکر هستید، با وجود شما در منطقه شمالغرب هیچگونه حادثه ای بر جمهوری اسلامی نباید اتفاق بیفتد. شما بودید که دشمن را زیر پاي خودتان خرد کردید، خمیر کردید.
نگاه ما نسبت به افراد اینجا نگاهی است به مانند مهدی باکری، امروز که این مسئولیت به عهده بنده گذاشته شده است، نگاهم به بچه های خوب مومن و با تقوا است. محور انتخاب ما معنویت و آنهایی که دلشون با شهداست می باشد آنها که اینجوری هستند عرضه دارند. آنها که اینجوری هستند به پیش می برند، باید دستتان را بدهید دست هم، به بنده که همرزم فرمانده شما و افتخار شما آقا مهدی بودم کمک بکنید و لشکر قدرتمند تر، پویاتر، بانشاط تر از گذشته باشید و این خواسته من از شما هاست که دل بدهید .
همه این چیزها، برادرها، همه این ساز و کار و تانک و توپ، همه اینها، هیچ مفهومی ندارد، الا این که دل بالا سر آنها باشد، دلی که برگرفته از خدای متعال باشد دلی که سپرده باشد به حضرت مهدی (عج)، دلی که بتپد برای آن، دلی که تپید دل مهدی و جانش را داد در آن راه، راه حسین، راه حسین شهید، راه فرزند زهرا، ما از آن جنسیم، ما ان لباس را به تن کردیم و ما آن نیت را کردیم. معنویت قوی، فارغ شدن از این دنیای بی ارزش، من نمی گویم زندگی را رها کنید، زندگی را باید به حد خودش به پیش برد ولی ما نباید اهل اینجا باشیم، ما اهل اینجا نیستیم، ما اهل جایی دیگر هستیم، باید برای آن جا خیلی تلاش بکنیم، دلها را بسپارید به خدای متعال، متوسل شوید به ائمه اطهار، به امام حسین شهید عزیز، پرچم دار این حرکت مان و افتخار بکنید که ما سربازان فرزند او حضرت مهدی (عج) هستیم و امروز زیر پرچم حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (صلوات) داریم این لشکر را این سپاه را این سازمان را اداره می کنیم که تحویل بدهیم به حضرت مهدی ، انشاء الله.
مسئله سوم، سپاه و نیروی زمینی قهرمان و شهید داده قدرتمند که برگرفته از قدرت لایزال الهی است، باید زیباترین باشد. آحاد این نیرو باید زیباترین باشند بهترین باشند، قدرتمند ترین باشند. باید ما بهترین ها باشیم. ببینید که چه بهترینه، سرباز ها توی سازمان ما باید لذت ببرند از زندگی با ما، سرباز ها باید در کنار ما باید از امنیت روحی و روانی برخوردار باشند، سرباز ها باید عدالت ما را ببینند، و مسئله چهارم در پادگانهای ما باید به روی مردم، به روی بسیجی ها، به روی این قهرمانهایی که انقلاب و اسلام را بیمه کردند و باعث مباهات هستند برای همه، باز باشد. ما باید کاری بکنیم که بسیجی ها عجین باشند همواره در سازمان ما، باید این لشکر را مامن خودشان بدانند. مثل جنگ که چه شکلی با بسیجی ها اداره کردیم، الان هم باید بیایند، بایستی پیوند و گره زندگی ما و روحیه ما با بسیج باشد، بسیج توده مردم است. بسیج یک ارتباط بی واسطه ای است با خدا. بسیج برای رضای خدا می آید، لباس رزم می پوشد، قصد قربت می کند، نه درجه ای دارد، نه یالی دارد، نه کوپالی دارد، هیچی ندارد و این یک نکته اتصال مهمی است، این قدرت لایزال الهی است. ما به هیچ وجه نباید کاری بکنیم که از این قدرت کم بهره مند شویم باید خیلی بهره زیادی ببریم باید نسبت به این موضوع تلاش زیادی بکنیم.
در پایان عزیزان خوب، دوستان، همرزمان به شما عرض کنم، عامل بازدارندگی، قدرت و آمادگی ماست ، اگر در پی این هستیم که دفاع جانانه بکنیم، دفاع جانانه قبل از آغاز رزم است، اگر ما آماده بودیم، اگر ما قدرتمند بودیم، اگر ما با صلابت بودیم، اگر ما خودمان را حفظ کردیم، اگر در مقابل حوادث روزگار و توفان های سخت به سمت نفس و دنیا طلبی نرفتیم و خودمان را حفظ کردیم، هیچ جنگی اتفاق نمی افتد. پارامترهایی که دشمن برای آن حساب می کند و تدارک جنگ می بیند، رفتار ماست، نسبت با خودمان، آیا ما محکمیم، آیا شیطان روی ما مسلط شده؟ آیا ما به دنیا وصل شده ایم، آیا زیبایی های دنیا آمده ما را در ربوده؟ چیزی که تا حالا پاسخ نداده به دشمن و دشمن را شکست داده، روحیه جهادی ما بوده، برادرها! این یک اصل هست، باید برای این اصل، اگر می خواهیم جنگی اتفاق نیفتد، اگر می خواهیم دشمن را قبل از هر اقدامی شکست بدهیم ما باید خودمان را در این راه محکم محکم بکنیم. که به این می گوییم حرکت بازدارنده گی، حرکت بازدارنده گی، از خود فرد شروع می شود می آید در سازمان تجلی پیدا می کند، دشمن اگر بخواهد بیاید سراغ ما، باید جایی بیاید که با ما دست و پنجه نرم بکند، اگر با ما کاری داشته باشد ما باید آنی باشیم که دشمن ببیند، هزاران بمب هم به این سرزمین بزند، هیچ اثری ندارد، الان ما بایستی خیلی هوشمند باشیم. خیلی آماده باشیم، خیلی قدرتمند باشیم، هدف و منظور ما این هست که گردان های قوی، تیپ های قدرتمند، لشکر پاسخگو داشته باشیم این تو دهن دشمن خواهد زد. که این میسر نخواهد شد الا به اینکه ما دلهایمان را بسپاریم به خدا و با توکل به خدا حرکت بکنیم، متوسل بشویم به ائمه اطهار و قطعاً شهدا هم به کمک ما خواهند آمد. همان تعریفی که در جنگ برای ما می کردند در ظهور حضرت مهدی شهدا می آیند، برادر ها همیشه شهدا هستند ، در ظهور حضرت مهدی شهدا عینیت پیدا می کنند، صف شما، صفی است که در آن شهدا هست، فراموش نکنید، شما ها همان شهداء هستید، شما ها همان یاران شهداء هستید، در این راه و این فکر قدم بردارید و به پیش بروید، انشاء الله که موید ، موفق و سرافراز باشید.

