دانلود نوحه ی بر لب دریا لب دریا دلان خشکیده است از عطش دلها کباب است و زبان خشکیده است
بر لب دریا لب دریا دلان خشکیده است از عطش دلها کباب است و زبان خشکیده است
کربلا بستان عشق است و شهامت ای دریغ کز سموم تشنگی این بوستان خشکیده است
سوز بی آبی اثر کرده است بر اهل حرم هر طرف بینی لب پیر و جوان خشکیده است
آه از مهمان نوازانی که در دشت بلا میزبان سیراب و کام میهمان خشکیده است
نازم این همت که عباس آید از دریا ولی آب بر دوش است و لبها هم چنان خشکیده است
دامن مادر چو دریا اصغرش چون ماهی است کام ماهی بر لب آب روان خشکیده است
گر ندارد اشک تا آبی به لبهایش زند چشمه ی چشم رباب از سوز جان خشکیده است
ریخت اشک عذر در پای حسین و بازگشت دید تا اکبر پدر را تا دهان خشکیده است
بر لب دریا لب دریا دلان خشکیده است از عطش دلها کباب است و زبان خشکیده است
شاعر:سید رضا موید

