از
هجوم دشمنان، بیت خدا را در شکست
حکم حق پامال گشت و، حرمت حیدر شکست
بود چون دربان آن کاشانه جبریل امین
جای دارد گویم ار جبریل را شهپر شکست
بر درآمد فاطمه، شاید عدو شرمی کند
حمله ی دشمن چنان شد کز فشارش در شکست
آستان وحی را چون کافران آتش زدند
سوخت قرآن محمّد، سینة کوثر شکست
چون صدف دیوار و در، بگرفت او را در میان
آه، کز موج بلا آن نازنین گوهر شکست
شاخه ی طوبی شکست و، میوهاش نارس فتاد
بوستان سرمدی را، نخل بارآور شکست
بعد احمد، دوّمین رکن امیرالمؤمنین
پنج تن آل عبا را، پایه و محور شکست
بضعه ی طاها چو ما بین در و دیوار ماند
در حقیقت، سینه و پهلوی پیغمبر شکست
قتل محسن شد سبب کآخر به دشت کربلا
سوخت جان اصغر و فرق علی اکبر شکسا
دشمنان را سهل باشد هر جنایت بعد از این
چون حسانا حرمت محبوبه ی داور شکست
شاعر: حبیب الله چایچیان(حسان)

