دانلود نوحه ی علقمه بر دست و پای آن دلاور بوسه زد
علقمه بر دست و پای آن دلاور بوسه زد
مشک خود پرآب کرد و تشنه لب پیکار کرد ضربتی ناگه به دست آب آور بوسه زد
تیغ دیگر چون جدا بنمود دست دیگرش خاک بر بازوی آن فرزانه افسر بوسه زد
مشک بر دندان گرفت و کافری مشکش درید پس عمودی بر سر آن میر لشکر بوسه زد
دل شکسته خسرو خوبان به بالینش شتافت خم شد و بر کتف خونین برادر بوسه زد
رأس او دامن گرفت و خون ز چشمش پاک کرد لب به لب هایش نهاد و بس مکرر بوسه زد
چون گه جانبازی مولای مظلومان رسید دخترش دست پدر با دیده ی تر بوسه زد
دیده گریان هم پدر از ذوالجناح آمد فرود در بغل بگرفتش و بر روی دختر بوسه زد
کرد پیکار و دمی استاده بود آرام لیک ناگهان تیری به قلب پور حیدر بوسه زد
بر زمین افتاد ثارالله و بسم الله گفت خاک مقتل هم بر آن مجروح پیکر بوسه زد
شمر آمد بر سر مولا و شمشیرش کشید تیغ او بوسه گه زهرای اطهر بوسه زد
رأس مولا از قفا ببرید و در دامن نهاد دامنی خونین بر آن رأس مطهر بوسه زد
در حرم زینب صدای اسب بی صاحب شنید شد برون از خیمه و اسب برادر بوسه زد
زان سپس بر سر زنان تا قتلگه خود را رساند از جگر نالید و بر آن جسم بی سر بوسه زد
گفت ای صدپاره تن آیا حسین من تویی بارها شیون کنان رگ های حنجر بوسه زد
پیش چشمش اسب بر نعش حسین می تاختند سم اسبان هم بر آن صد پاره پیکر بوسه زد
رأس خونین حسین بر نیزه ای مأوا گرفت نوک نیزه هم بر آن رأس منور بوسه زد
شب که آمد پیکری غرق به خون بر خاک بود ماه تابان هم بر آن نعش مطهر بوسه زد
فاش می گویم که بر نعش حسین با امر حق آسمان و مهر و ماه و نجم و اختر بوسه زد
ای بی کفن حسین وای
ای تشنه لب حسین وای
عریان بدن حسین وای
دور از وطن حسین وای
صد پاره تن حسین وای
کو اصغرت حسین وای
کو اکبرت حسین وای
کو قاسمت حسین وای
کو عباس حسین وای
کو عباس حسین وای
حسین وای حسین وای
حسین وای حسین وای
شاعر: نامشخص

