الهی سنگرم آماده کن جنگيدنش با من
تو توفيق شهادت را بده باليدنش با من
بهای خون من باشد شفاعت از گنه کاران
عنايت کن تو اين منصب به خون غلتيد نش بامن
جوانان را به ميدان شهادت رهبری بايد
تو اکبر را مهيا کن کفن پوشيد نش بامن
دو گل ار مجتبی باقيست ای خلاق بی همتا
پذيرا شو تو از او زحمت گل چید نش با من
علم کردم قد مردی که قد قامت علم باشد
علم را دست عباسم بده کوبيد نش با من
به شوق ديدن شش ماهه ای شش ماهه می گويد
که ای تير سه شعبه گريه کن خندید نش با من
خمار باده ی عشقم در ميخانه را بگشا
لبالب کن ز می پيمانه را نوشيد نش با من
چو زينب اين سخن ها را شنيد از پور زهرا گفت:
اگر خنجر ببرد حنجرت بوسيد نش با من
سر تو بر فراز نی تماشایی بود زيرا
زتو قرآن تلاوت کردن وبشنيد نش با من
به روی دامن طفلی سه ساله راس پر خونت
نشيند همچو گل در نيمه ی شب ديدنش با من
من ژوليده می گويم حسين بن علی گفتا
تو توفيق شهادت را بده باليدنش با من
بهای خون من باشد شفاعت از گنه کاران
عنايت کن تو اين منصب به خون غلتيد نش بامن
جوانان را به ميدان شهادت رهبری بايد
تو اکبر را مهيا کن کفن پوشيد نش بامن
دو گل ار مجتبی باقيست ای خلاق بی همتا
پذيرا شو تو از او زحمت گل چید نش با من
علم کردم قد مردی که قد قامت علم باشد
علم را دست عباسم بده کوبيد نش با من
به شوق ديدن شش ماهه ای شش ماهه می گويد
که ای تير سه شعبه گريه کن خندید نش با من
خمار باده ی عشقم در ميخانه را بگشا
لبالب کن ز می پيمانه را نوشيد نش با من
چو زينب اين سخن ها را شنيد از پور زهرا گفت:
اگر خنجر ببرد حنجرت بوسيد نش با من
سر تو بر فراز نی تماشایی بود زيرا
زتو قرآن تلاوت کردن وبشنيد نش با من
به روی دامن طفلی سه ساله راس پر خونت
نشيند همچو گل در نيمه ی شب ديدنش با من
من ژوليده می گويم حسين بن علی گفتا
الهی سنگرم آماده کن جنگيدنش با من
شاعر: محمد حسن فرحبخشیان(ژولیده نیشابوری)

