حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
درگذر از جرم من ای پسر فاطمه سخت ز کردار خویش منفعلم یا حسین
روح جوانمردیت ساخته دیوانه ام رشته ی مهرت کشید بر در این خانه ام
از خم عشقت بده دوباره پیمانه ام به منبع فیض کن متصلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
روسیهم مجرمم چشمه ی رحمت تویی گمشده در ظلمتم نو.ر هدایت تویی
کوه گناهم ببخش بحر فتوت تویی به آب رحمت بشوی تیره گلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
گر چه من از ابتدا رهزن ایمان شدم راه شما بستم و دشمن قرآن شدم
حال ز اعمال خویش سخت پشیمان شدم گره گشایی نما ز مشکلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
اذن حضورم ببخش سرور و مولای من فتاده از عشق تو به لرزه اعضای من
اگر نبخشی مرا وای من ای وای من ز آتش شرم و حیا مشتعلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
کاش نمی زادم از مادر این روزگار تا ز جهالت کنم دشمنیت اختیار
معترفم بر گناه روسیهم شرمسار ز درگه خود مکن منفصلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
از آنکه در ابتدا با تو نمودم جفا حال نما سیدی اذن جهادم عطا
تا که در اول کنم جان به رکابت فدا شهید راهت شوم که مایلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
به حر افسرده دل مرحمت آغاز کن روزنه ای از امید به روی من باز کن
اذن جهادم بده مرا سرافراز کن راه شهادت گشا مقابلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
خوشا از آن لحظه ای که جان فدایت کنم به خون زنم دست و پا ز جان صدایت کنم
توشه ی راه سفر فیض لقایت کنم سرشته مهر تو در آب و گلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
امام و مولای من راهبر دین من وقت شهادت رسی چون سر بالین من
دست نوازش بکش بر سر خونین من به این زیارت نما تو نائلم یا حسین
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
چو اذن میدان گرفت حر شجاع رشید ز لطف مولا حسین به آرزویش رسید
رشته ی باطل شکست در ره حق شد شهید معلمی سوخت زین درد والم یا شهید
حر سرافکنده ام خسته دلم یا حسین ز روی نورانیت بس خجلم یا حسین
شاعر: حاج حبیب الله معلمی

