الهی کن مهیا سنگرم را که تا بینی فراز نی سرم را
الهی باورم کن تا ببینی شکوفایی نخل باورم را
من آن دردی کش جام بلایم لبالب از بلا کن ساغرم را
به دشت کربلا آورده ام من ز اکبر تا علی اصغرم را
حسینم من که هرگز پیش دونان با عالم خم نمی سازم سرم را
درین تفتیده دشت درد پرور دهم سرمشق انسان پرورم را
منای قرب من اینجاست اینجا که از خون رنگ سازد پیکرم را
اگر دشمن به رویم آب بندد کمک کن ای خدا آب آورم را
به قربانگاه آوردم الهی شبیه حضرت پیغمبرم را
برای سم مرکبها مهیا نمودم قاسم فرخ فرم را
برای تیر آوردم خدایا سپیدی گلوی اصغرم را
کنم آماده بهر سیلی خصم رخ ناز سه ساله دخترم را
برای یاری قرآن نمودم مهیا بهر خنجر حنجرم را
ولی قبل از وقوع جانفشانی بکن صبری عنایت خواهرم را
شاعر: محمدحسن فرحبخشیان(ژولیده نیشابوری)

