یا رب به درگاه تو روی التجا آورده ام
در پیشگاهت دست حاجت چون گدا آورده ام
دعوت به مهمانی نمودی بنده ی شرمنده را
سوی مضیف لطفت اینک بینوا آورده ام
*************************
خود در کتاب آورده ای ادعونی استجب لکم
یا سیدی اکنون به تو روی دعا آورده ام
مولا گناهم باشد از ریگ بیابان بیشتر
در محضرت کوهی ز عصیان و خطا آورده ام
*************************
پشت من از سنگینی بار گناهان خم شده
نک رو به بحر رحمت بی انتها آورده ام
مولا تویی من بنده ام از معصیت شرمنده ام
هستم خجل از آنچه خود بی خود بجا آورده ام
*************************
گفتی ز عصیان توبه کن بر حال زارت گریه کن
این بنده ی توبه شکن را بارها آورده ام
بخشنده ای بی منتی دارای جود و رإغتی
مولای من بر درگهت روی رجا آورده ام
*************************
ای صاحب لطف و سخا خواندی به سوی حود مرا
من ناسپاسی کرده ام بر خود جفا آورده ام
بخشنده و رحمان تویی هر درد را درمان تویی
اکنون دل بشکسته را بهر دوا آورده ام
*************************
با این همه جرم و خطا رسوا نکردی بنده را
این بنده ی شرمنده را بهر عطا آورده ام
گر تو نبخشایی مرا آرم کجا رو ای خدا
سوز و گداز و ناله با شور و نوا آورده ام
*************************
داری ز احوالم خبر ای مهربان تر از پدر
بر تو پناه ای خالق ارض و سما آورده ام
با این طریق بندگی مردم من از شرمندگی
گمگشتگی را سوی تو ای آشنا آورده ام
*************************
در ماه رحمت آمدم با اشک حسرت آمدم
روی شفاعت بر شهید کربلا آورده ام
این بنده ی بی آبرو اکنون به تو آورده رو
محزون معلم را سوی دارالشفا آورده ام
شاعر: حاج حبیب الله معلمی

