فرهنگی-مذهبی
 

غرقه به خون ای تن بی سر                              تو حسین من تو حسین منی

**************

نوگل زهرا و پیمبر                                   تو حسین من تو حسین منی

**************

در ره ایمان سر و جان باختی برادر بی کفنم

پرچم دین ز خون بپا ساختی سرور خونین بدنم

جانب میدان بلا تاختی غریب دور از وطنم

هم سفر به خون شناور تو حسین منی  تو حسین منی

**************

سرور و مولای شهیدان تویی،حماسه ساز کربلا

حجت حق حافظ قرآن تویی، وارث علم انبیا

داده سر اندر سر پیمان تویی،زینت عرش کبریا

پیکر پر خون و مطهر تو حسین منی  تو حسین منی

**************

عاشق و دلداده ی روز الست، رضای حق رضای تو

آب به روی تو ستمکار بست،تشنه جگر فدای تو

داغ غمت قلب دو عالم شکست،بمیرم از برای تو

نوگل صدیقه ی اطهر تو حسین منی تو حسین منی

**************

جسم تو صد پاره ز خنجر شده،فتاده در برابرم        

چگونه من ای گل پرپر شده،خبر برم سوی حرم

ز قتل تو خون دل خواهر شده،نور دو دیده ی ترم              

سرو بلند باغ حیدر تو حسین منی   تو حسین منی

**************

آه از آن لحظه که خنجر کشید،شمر به روی حنجرت

چون سرت از پیکر پاکت برید،ناله کشید مادرت

زلزله در ارض و سما شد پدید،رفت به نیزه چون سرت

چشیده آب از دم خنجر،تو حسین منی ،تو حسین منی

**************

خون تو بر گلشن دین آب داد،ایا شهید جاودان

ریخت چو هر قطره ی آن بر تراب،داد به دین حق توان

تیره از این واقعه شد آفتاب،گریه نمود آسمان

ای بدن اقدس اطهر،توحسین منی، تو حسین منی

**************

نیست سری در بدنت یا اخا،تا گلوی اطهر تو

ببوسم ای آینه ی حق نما،در عوض مادر تو

رأس تو لب تشنه چرا شد جدا،بمیرد این خواهر تو

سینه ات از خون گلو تر،تو حسین منی،تو حسین منی

**************

معلمی ناله برآر از جگر،که شد جهان پر از نوا

اشک بریز از سر شب تا سحر،بهر شهید کربلا

دختر زهرا زند از غم به سر،کشد فغان وا اخا

شهید بی یار و برادر ،تو حسین منی تو حسین منی

شاعر:حاج حبیب الله معلمی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۵ توسط ابوعمار حسین زاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک