ای علمدارم یا ابوفاضل میر و سالارم یا ابوفاضل
یار و غمخوارم یا ابوفاضل ای سپهدارم یا ابوفاضل
**************
لحظه ای برخیز ای برادر جان اهل بیتم بین با لب عطشان
فکر آبی کن بهر این طفلان دیده ها گریان سینه ها سوزان
**************
ای علمدارم یا ابوفاضل میر و سالارم یا ابوفاضل
یار و غمخوارم یا ابوفاضل ای سپهدارم یا ابوفاضل
**************
ای وفادارم یا ابوفاضل،میر و سالارم یا ابوفاضل
**************
در کجا افتاد آن لوای تو نشنوم دزگر من صدای تو
شد جدا از تن دستهای تو اشک غم ریزم در عزای تو
یار و غمخوارم یا ابوفاضل، مرد پیکارم یا ابوفاضل
**************
در شجاعت چون مرتضی بودی قهرمانم در کربلا بودی
یاورم در دشت بلا بودی حامی قرآن خدا بودی
ای علمدارم یا ابوفاضل،همدم و یارم یا ابوفاضل
**************
ای نگهبان خیمه های من جانم خود را کردی فدای من
یکه سرباز باوفای من حق شناسی بودی برای من
میر و سالارم یا ابوفاضل، یار و غمخوارم یا ابوفاضل
**************
از چه مجروح و از چه بی دستی قامتم را از غصه بشکستی
چشم حق بین را بر رویم بستی دز غم و هجران سینه ام خستی
ای سپهدارم یا ابوفاضل،همدم و یارم یا ابوفاضل
**************
ای شهید دین مسلمانی رهنورد معراج انسانی
خون گرفته آن روی نورانی افسر اردوی شهیدانی
ای علمدارم یا ابوفاضل، ای سپهدارم یا ابوفاضل
**************
در ره حق از جان تو کوشیدی در صف هیجا می خروشیدی
داشتی آب اما ننوشیدی از شرف خونین جامه پوشیدی
ای سپهدارم یا ابوفاضل،همدم و یارم یا ابوفاضل
**************
ای حسین را سردار و سرلشکر آل عصمت را خادم و یاور
بر سپاه یاران دین افسر داغ مرگت زد بر دلم آذر
ای سپهدارم یا ابوفاضل میر و سالارم یا ابوفاضل
**************
تشنه لب سقا رفتی از دنیا در حرم برپاست از غمت غوغا
می زند بر سر زینب کبری سوخته داغت سینه ی زهرا
ای علمدارم یا ابوفاضل، ای سپهدارم یا ابوفاضل
**************
در عزایت ای میر نام آور دیده گریانست ساقی کوثر
هم معلمی می زند بر سر با سرشک خون کرده پر دفتر
ای سپهدارم یا ابوفاضل،همدم و یارم یا ابوفاضل
**************
شاعر: حاج حبیب الله معلمی

