این سر غرقه خون حسین است
این سر سرور عالمین است
===============
این سری را که سازم مجسم هست والاترین خلق عالم
زیب دوش رسول اکرم این که صدیقه را نور عین است
===============
این سری را که چون قهرمانان خون چکان گشته بر نی نمایان
زمزمه می کند صوت قرآن مهر تابنده ی نشأتین است
===============
خون حق می چکد از گلویش نور حق می درخشد ز رویش
چشم امید عالم به سویش چهره ی لاله گون حسین است
===============
این سری را که بینی تو بر خاک رفته قنداقه ی او بر افلاک
بر سر نعش او سینه زد چاک جبرئیلی که روح الامین است
===============
در صف کربلا یاورانش خیل یاران و همسنگرانش
غرقه خون سر به سر کاروانش یادگاری ز بدر و حنین است
===============
این سری را که بینی برادر می نمایم مجسم برابر
کشته داده است عباس و اکبر از غمش در جهان شور و شین است
پاسدار و سپاهی و سرباز جمله باشد هماهنگ و همراز
تا شویم نزد ایزد سرافراز راه ما خط سرخ حسین است
===============
ای که جانباز راه حسینی هست فرمانده ی تو خمینی
عاشق سرور عالمینی جبهه ات کربلای حسین است
===============
آه خاک از الم بر سر من گوئیا بهتر از اکبرم من
یا که والاتر از این سرم من این همان قتلگاه حسین است
===============
غم مخور گر تو هم جان سپاری گر به بالین تو مادر نداری
حق کند با تو در جبهه یاری یاورت سرور عالمین است
===============
این سر از داده است اکبر قاسم و عون و عباس و اکبر
چون معلم کند خاک بر سر ذکر من یا حسین یا حسین است
شاعر: حاج حبیب الله معلمی

