ز نو به پای لوای ماتم شد مه محرم شد
نوای غم به چرخ اعظم شد جهان پر از غم شد
**************
به کربلا حسین بی یاور عزیز پیغمبر به زینب ستمکش مضطر بگفت ای خواهر
تو را نصیب محنت و غم شد مه محرم شد
**************
شهادت از ازل مرا خواهر نصیب و قسمت شد تو را نصیب و بهره در دوران همیشه محنت شد
ز رنج و غم نه ذره ای کم شد مه محرم شد
**************
سیده موقعی که لب تشنه سرم جدا گردد تنم هزار پاره از خنجر به نینوا گردد
شهادت حسین مسلم شد مه محرم شد
**************
چو بنگری تنم به خون غلطان فتاده در میدان تو خواهرا مکش ز دل افغان مشو ز غم نالان
چو جلوه گر به نیزه رأسم شد مه محرم شد
**************
تو خواهرا ز روی غمخواری نما پرستاری به کودکان من نما یاری در این گرفتاری
که آهشان به چرخ اعظم شد مه محرم شد
**************
چو بنگری تو در کف جلاد مرا مکن فریاد به خیمه گاه باش یاور سجاد دمی مبر از یاد
که بعد من امام و اعلم شد مه محرم شد
**************
به چشم خویش بنگری خواهر برادرم عباس شود جدا دو دستش از پیکر ز قوم حق نشناس
که قامتم از این الم خم شد مه محرم شد
**************
فتد به خاک قامت اکبر شبیه پیغمبر زنند کوفیان بد گوهر به قلب او خنجر
فلک سیه ز دود آهم شد مه محرم شد
**************
چو آتش آن گروه بی ایمان زنند در خیمه صبور باش ای ستم دیده مشو سراسیمه
ز هر جهت الم فراهم شد مه محرم شد
**************
معلمی بسوز از این ماتم بریز اشک از غم که خون ز چشم عالم و آدم ز حضرت خاتم
غمین دل رسول اکرم شد مه محرم شد
شاعر: حاج حبیب الله معلمی

