دانلود روضه ی اربعین و نوحه ی سلام من به خاک تربتت برادر حسین زهرا عزیز زینب
نثار
ارواح طیبه ی شهدا.خصوصاً سیدالشهداء.شهدای جنگ تحمیلی و به ویژه شهدای لشکر 28
روح الله، پاسداران کمیته اجماعاً یک حمد و سه قل هوالله قرائت کنیم، با ذکر صلوات
بر محمد و آل محمد.
سلام
و مسلمین را نصرت عنایت فرماید،صلوات ختم کنید.
بسم
الله الرحمن الرحیم.یا رحمان و یا رحیم.
السَّلاَمُ عَلَيْكَ
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَعَلَيْكَ
مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُوَ لاَ
جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ (لِزِيَارَتِكَ)السَّلاَمُ
عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى
أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ.
پس از يک اربعين هجران و دوري به ديدار برادر، خواهر
آيد
گمانم کاروان اهلبيت است که سوي کعبهي دل با سر آيد
گلاب از ديده افشان همچو جابر که عطر عترت پيغمبر آيد
پس از يک اربعين هجران و دوري به ديدار برادر، خواهر
آيد
شب اربعین است.گفت یا حسین،
چهل روز، این چهل روز این اربعین برای من چهل سال گذشت.
به ديدار برادر، خواهر آيد.خدا
جا داشت این اربعین ما هم کنار مزار سیدالشهدا بودیم.
آخه اربعین باید بریم سر مزار
شهدا.چه بهتر از اینه که بریم سر مزار سیدالشهدا.ولی خدا تو می دانی راه کربلا رو
به روی ما بسته اند. به ديدار برادر، خواهر آيد بسیجی ها می رسیم به کربلا.به یاری
خدا و توجهات خود امام حسین.
همان خواهر، که کس نشناسد او را به باغ لاله هاي پرپر آيد
نواي واي واي از قلب زهرا .
خود رو مجسم کن کنار حرم امام
حسین.خود رو مجسم کن کنار قبر شش گوشه.در حالی که دستتو به این مشبک ها زدی و داری
با حسین درد دل می کنی.
نواي واي واي از قلب زهرا صداي هاي هاي حيدر آيد
امشب همه گریانند.زهرا ضجه می
زند.مولا گریه می کند.چرا اینکه فردا دختر امیرالمؤمنین.پس از چهل روز پس از یک
اربعین هجران و دوری میاد سر قبر برادرش.
ميان جبهه با ياد شهيدان نوائي خوش ز يک همسنگر آيد
سرودش، حسبحال آن کبوتر که خونين بال و بشکسته پر آيد
بیا برادران بسیجی،پاسداران
کمیته.
سرودش را بيا با هم بخوانيم به اميدي که شام غم سرآيد
شميم جانفزاي کوي بابم مرا اندر مشام جان برآيد
زبانحال حضرت سکینه است
گمانم کربلا شد عمه! نزديک که
بوي مشک ناب و عنبر آيد
یا زهرا.شاید زهرا در گوشه ای
از این مجلس کنار شما رزمنده ها نشسته.
به گوشم عمه از گهواره ی گور در این صحرا صدای اصغر آید
مهار ناقه را يک دم نگهدار به استقبال خواهر،
اکبر آيد
ولی ای عمه دارم التماسی قبول خاطر زارت گر آید
بیت آخر است و التماس دعا
قبول خاطر زارت گر آید
در این صحرا مکن منزل که ترسم دوباره
شمر دون با خنجر آید
شاعر: محمد جواد غفورزاده(شفق)[1]
وقتی
از شام حرکت کردند به سوی مدینه،زینب گفت بشیر بیا ما رو از راه کربلا ببر.بشیر
کاروان رو به سوی کربلا حرکت داد.کاروان نزدیک کربلا رسیده.نزدیک مزار شهدا
رسیده.قبل از رسیدن کاروان اهل بیت، جابربن عبدالله انصاری آمده سر مزار حسین.
اولین زائر قبر سیدالشهدا جابر است.آمد در شط فرات.جابر نابینا است برادران
رزمنده.جابر نابینااست.اومد در شط فرات.غسل کرد.خود رو خوشبو کرد.عطیه دست او رو
گرفته.آرام آرام به سوی قبر حسین حرکت می کند.چرا ؟چرا آرام حرکت می کند جابر؟
برای اینکه رفتن به سوی قبر سیدالشهدا خیلی فضیلت دارد.جابر آرام آرام حرکت می
کند.شاید هم اگر می بینی طول کشیده سفر کربلا، نرسیدی به حرم امام حسین، خدا می
خواد برات ثوابای بیشتری بنویسه.خدا تو رو دوست داره،حسین تو رو دوست داره برادر
بسیجی.هی ذکر خدا می گفت،هی ذکر خدا می گفت.تا رسیدبر مزار حسین.عطیه گفت اینجاست
قبر حسین تشنه کام.جابر ناگهان خود رو بر روی قبر حسین انداخت.سه بار گفت: یا
حبیبی یا حسین یا حبیبی یا حسین یا حبیبی یا حسین.حسین چرا جوابم نمی دی؟ مولا
باهات صحبت می کنم چرا جوابم نمی دی؟ خود جابر جواب خودش رو می ده آری جابر چگونه
حسین،چگونه مولا تو رو جواب دهد، در حالی که سر او از بدنش جدا شده.سر او الان در
شام است و بدن در کربلا خاک است.ناگهان صدای کاروان به گوش رسید.این چه کاروانی
است،گفت عطیه به جابر این کاروان اهل بیت حسین است.جابر رفت گوشه ای نوبت به زینب
رسید.زینب آمد، خود رو روی مزار برادر انداخت.جریان سفر رو برای برادر گفت.بر ما
در کوفه چه گذشت.بین کوفه تا شام چه گذشت.در شهر شام چه گذشت.گفت و گفت
تا
به اینجا رسید عرض کرد یابن رسول الله حسین من.من وقتی آمدم در گودال قتلگاه تو رو
نشناختم.اگر برخیزی اکنون مرو ببینی، این دفعه تو مرو نمی شناسی.کودکان هم هر یک
یک طرف یکی میگه اینجا جای عباسه.یکی میگه اینجا جای علی اکبره جای قاسمه.
زمین
کربلا دارالسلام است مزار
اطهر سوم امام است
به
خط خون نوشته بر مزارش که این قبر حسین تشنه کام است
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
بسوزم
از برای غربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
پس
از شهادتت به ما جفا نمودند مرا
ز نعش اطهرت جدا نمودند
روان
به کوفه ام ز کربلا نمودند
به
سینه زد شرر مصیبتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
تن
تو ماند بی کفن در این بیابان میان
خون به زیر آفتاب سوزان
سرت
به نیزه رفت سوی شام ویران
دلم
شکسته از شهادتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
چو
جسم اطهرت به خاک تیره افتاد زدند
بر خیام تو شرر ز بیداد
به
خیمه آتش و کنار خیمه سجاد
به
ناله اهل بیت عصمتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
در
آن میانه کودکی فرشته منظر به
دامن لباس او فتاده آذر
فغان
ز اضطراب آن یگانه گوهر
ترحمی
نشد به عترتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت بادر حسین
زهرا عزیز زینب
ز
یک طرف تو غرق خون و جسم صد چاک به
زیر سم اسبها فتاده بر خاک
ز
یک طرف فغان العطش ز افلاک
کسی
نبد کند حمایتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
هر
آنچه داشتیم در خیام بردند مرا
گهی به کوفه گه به شام بردند
عیال
تو میان خاص و عام بردند
نداشتند
پاس حرمتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
ستمگران
جفای بی حساب کردند نه
اعتنا به عترت و کتاب کردند
به
بازوی همه غل و طناب کردند
شکسته
دل امام و حجتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
شبی
که بود چهره ی جهان سیه پوش گرفت
نازدانه ات سرت در آغوش
ز
هوش رفت و دیگر نیاید او هوش
در
آن خرابه ماند امانتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
سلام
من به خاک تربتت برادر حسین
زهرا عزیز زینب
شاعر:
حاج حبیب الله معلمی
شهیدان زنده اند الله اکبر شهیدان زنده اند الله اکبر
نوشته بر تن گلهای پرپر شهیدان
زنده اند الله اکبر
نشسته شبنم اشک ملائک شهیدان
زنده اند الله اکبر
چو گل هایی که در این طرفه باغ است شهیدان زنده اند الله اکبر
زبان اشکشان خواند مکرر شهیدان
زنده اند الله اکبر
فضا سرشار این بانگ معطر شهیدان
زنده اند الله اکبر
ز یاد اربعین دلها غمین است شهیدان زنده اند الله اکبر
زمین کربلا دارالسلام است شهیدان
زنده اند الله اکبر
مزار اطهر سوم امام است شهیدان
زنده اند الله اکبر
به خط خون نوشته بر مزارش شهیدان
زنده اند الله اکبر
که این قبر حسین تشنه کام است شهیدان زنده اند الله اکبر
امید جان ما جان بر لب آید شهیدان زنده اند الله اکبر
به لب فریاد یارب یارب آید شهیدان زنده اند الله اکبر
برای دیدن قبر برادر شهیدان
زنده اند الله اکبر
شکسته قامتی چون زینب آید شهیدان
زنده اند الله اکبر
شاعر: سید رضا مؤید
[1] سحر چون پيک غم از در درآيد شرار از سينه، آه از
دل برآيد
مرا از ديدگان يک کاروان اشک به شوق پايبوس رهبر
آيد
جدا زين کاروان اشک و حسرت دراي کارواني ديگر آيد
گمانم کاروان اهلبيت است که سوي کعبهي
دل با سر آيد
گلاب از ديده افشان همچو جابر که عطر عترت پيغمبر
آيد
به رسم ديده بوسي با عزيزان به حسرت از مدينه مادر
آيد
پس از يک اربعين هجران و دوري به ديدار برادر، خواهر
آيد
همان خواهر، که کس نشناسد او را
به باغ لالههاي پرپر
آيد
همان خواهر، که با سحر بيانش به هر جا آفريده محشر،
آيد
همان خواهر، که غوغا کرده در شام
همان آئينهي پيغمبر
آيد
همان ويرانگر بنيان تزوير همان رسواگر
زور وزر آيد
همان خواهر، ولي گيسوپريشان سيهجامه، بنفشه پيکر
آيد
نواي واي واي از قلب زهرا صداي هايهاي
حيدر آيد
ازين ديدار طاقتسوز، ما را همه خون دل از
چشم تر آيد
ميان جبهه با ياد شهيدان نوائي خوش ز
يک همسنگر آيد
سرودش، حسبحال آن کبوتر که خونين بال و بشکسته
پر آيد
سرودش را بيا با هم بخوانيم به اميدي که شام
غم سرآيد:
(شميم جانفزاي کوي بابم) مرا اندر مشام
جان برآيد
(گمانم کربلا شد عمه! نزديک) که بوي مشک ناب و عنبر
آيد
(به گوشم عمه! از گهوارهي گور)
درين صحرا، صداي
اصغر آيد
(مهار ناقه را يک دم نگهدار!)
به استقبال
ليلا، اکبر آيد!
شاعر:محمد جواد غفورزاده (شفق)